کدام خطوط قرمز؟؟؟؟

بسم رب المهدی 

سلام خدمت همه دوستان دیرین و امروز؛ چندی بود دست بر قلم نبرده بودم و در کف ادعا و نیرنگ برخی نقاب داران در تحیر و تفکر بودم. 

ولی در این متن به طور مختصر حرفی را میزنم که نیاز به کمی تامل و تدبر دارد البته با بصیرت! 

در این ایام بازار بررسی برجام و توافق "خاص" هسته ای گرم است برخی از رویداد تاریخی بزرگ و برخی دیگر از نیرنگ دشمن و دیگری از ترجمه بد میگوید و یکدسته هم بیخیال همه چیر چهارچشمی حواسشان فقط به بازار است! 

من روی صحبتم با موافقان و مخالفان این قصه هست که تمرکز عجیبی بر خطوط قرمز رهبری دارند؛ خطوط قرمزی که برخی به طور شفاف بیان شد و همه شنیدند و من با این خطوط هم فعلا کاری ندارم! 

برخی خطوط دیگر به مراتب بیشتر اعلام شد و قبل از این "ولی خدا " روح خدا خمینی کبیر نیز به مراتب تکرار کردند  ولی ظاهرا ما اصلا دوست نداریم که به آن نگاه کنیم! خطوط قرمزی که در قطعنامه 598 نیز از آن بدجور عبور کردند و امام تعبیر جام زهر را به کار برد و ما هنوز به دنبال آنیم که چه کسی آن را تعارف روح خدا کرد! و اصلا کاری نداشته ایم که چرا فرمود جام زهر؟؟؟!!!! 

خطوط قرمزی که امیر مومنان علی (ع) در آخرین منبر خود به آن اشاره کرد  ولی جهل مردم امانش نداد! آری همان خطوط قرمزی که مردمان کوفی از آن پرشتاب گذشتند به سوی کرب و بلا! و کردند آنچه را که نباید میکردند و به فرموده آیت خدا مرحوم بهجت(رحمه الله علیه) اگر امام عصر (عج) اکنون ظهور کنند با آن کاری را خواهیم کرد که اقوام گذشته با آباء و اجدادش کردند!!! 

به راستی کدام خطوط قرمز؟ 

بسیار علاقه دارم که نظر دوستان موافق و مخالفم را در جواب این سوال بدانم و سپس در متنی نظر خود حقیرم را ارائه کنم... 

فقط در یک جمله میتوانم با اطمینان خاطر بگویم که ما نیز در این توافق "خاص" هسته ای پر شتاب از خطوط قرمز گذشتیم. 

گمان میکنم اگر دوستان محبت کنند و در جواب این سوالم یاریم کنند به نتایج خوب و مفیدی برسیم. 

و البته فراموشمان نشود که ظهور نزدیک است...

کاری کنیم...

 انقدر دلم گرفته که فقط باران میخواهد...

 نگاه کردن برام سخت شده؛ نگاه کردن به کبک هایی که سرشون رو کردند زیر برف! نگاه کردن به آدمایی که تمام دغدغشون شده امروزشون! شنیدن برام سخت شده؛ شنیدن به حرف هایی که خیلی کوچیک و بی اهمیتند ولی شدند دنیای بعضی ها! گنگ حرف زدم نه؟ ببخشید... ولی واقعا دلم گرفته... ای کاش هممون میفهمیدیم که:

 کوه پرسید ز رود؛

 زیر این سقف کبود؛

 راز ماندن در چیست؟ گفت:    در رفتن من

 کوه پرسید و من؟ گفت:    در ماندن تو

 بلبلی گفت ومن؟

 خنده ای کرد و گفت:    در غزلخوانی تو

 آه از آن آبادی

 که در کوه رود، رود مرداب شود...

 و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد؛ و نخواند دیگر...

 من و تو؛ بلبل و کوه و رودیم

 راز ماند جز؛

 در خواندن من، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده یمان نیست

                                                                   بدان!

 آره دوستان دلم گرفته؛ چون:

 زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

 هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود؛

 صحنه پیوسته به جاست!

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...

 بهم حق بدید که عجیب دلم گرفته باشه! خیلی ناراحتم از خیلی چیزا؛ خیلی آدمها؛ آدمهایی که بخدا از خودم بیشتر دوستشون دارم!

 شنیدید که میگند:

 آنان که رفتند کاری حسینی کردند!

                                          و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند!

                                                                           و الا یزیدیند!

 

 آدمهایی اطرافم هستند که باز میگم؛ از خودم بیشتر دوستشون دارم...!

 

  ولی دوست ندارم به جای ماندن مثل کوه؛ برند!

 به جای جاری بودن مثل رود؛ مرداب بشند!

 و به جای غزلخوانی مثل یک بلبل؛ سرشون رو به گریبان ببرند و نخوانند دیگر...!

انقدر دوستشون دارم که میخوام در صحنه یکتای هنرمندیشون؛ نغمه ای بخونند که  همه و تا همیشه بسپارند به یاد!

 آخریش رو جرات نمیکنم بگم...

 فهمیدید چرا دلم گرفته؟ ما این نیستیم که هستیم! ما خیلی بالاتریم! پس بیاید تا اینجا و اینطوری نمونیم... .

 این نظر منه:

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم                  موجیم که آسودگی ما عدم ماست

و در آخر اینکه:

 

برای فرج  مهدی فاطمه  دعا کنید که  ظهور نزدیک  است...

زمینه های فتنه 2

بسم الله الرحمن الرحیم

 

  امام سجاد (ع):

و وعظت فقسوت ؛ و تو نصیحتم کردی ولی من به سنگدلی مبتلا شدم.

یکی دیگر از زمینه های ایجاد فتنه این است که قلب انسان دچار قساوت و سنگدلی شود و در این حالت پذیرش حقیقت را از دست میدهد و در نتیجه نسبت به گناه خشنود و از انجام اعمال صالحه دوری می جوید. یکی از آثار قساوت قلب و سنگدلی آماده بودن قلب برای پذیرش فتنه است. 

اشاره های قرآنی و روایی در این خصوص و علل ایجاد قساوت قلب:

  قرآن کریم:

پس وای بر آنان از قساوت و شقاوت، دل هاشان از یاد خدا فارغ است، اینان هستند که دانسته در ضلالت و گمراهی اند.(زمر ۲۹)

  امام صادق(علیه السلام):

خداوند به موسی(ع) فرمود ای موسی! از فزونی اموال خوشحال مباش و یاد مرا در هیچ حال ترک مکن؛ چرا که فزونی اموال موجب فراموش کردن گناهان است و ترک یاد من قلب را سخت میکند.

ای موسی! آرزوهایت را در دنیا دراز مکن که قلبت سخت و انعطاف ناپذیر میشود و سنگدلان از من دورند.

  مقام معظم رهبری:

   دنیا طلبان برای اینکه به مقاصد خود برسند در جامعه فتنه ایجاد میکنند؛ جنگ ها، تبلیغات دروغین، سیاست بازی های ناجوانمردانه؛ اینها ناشی از همین دنیا طلبیهاست. در محیط فتنه و وقتی فتنه  در جامعه ای بوجود آمد فضای ذهنی مردم مثل محیط غبارآلود و مه آلود است که گاهی انسان نمیتواند دو متری خودش را هم ببیند. در یک چنین وضعیتی است که خیلی ها اشتباه میکنند، بصیرتشان را از دست میدهند. تعصب های بی خود، عصبیت های جاهلی در چنین فضایی رشد میکند. آن وقت میبینید محور دنیا طلبانند؛ اما یک عده کسانی که اهل دنیا هم نیستند به خاطر فتنه در جهت اهداف آنها حرکت میکنند؛ وضع دنیا اینجور میشود. بنابراین((الدنیا راس کل خطیئته))حب دنیا، دل بستن به دنیا در راس همه ی خطاها و همه ی گناهان است.(شهریور۸۷)

 

 

 

  حضرت امام خامنه ای:

   انسان گاهیی اوقات وارد یک میدانی میشود، پاک هم وارد میشود لیکن ممکن است خدای نکرده پاک از آنجا بیرون نیاید. انگیزه های مادی جذاب اند، خطرناک اند. پول چیز خطرناکی است عزیزان من! امام سجاد(ع) از جمله دعاهایی که به مرزداران میکند این است که پروردگارا! یاد مال فتون را از دل اینها ببر. این تعبیر ((فتون)) فتنه انگیز فقط در مورد مال در این دعا به کار رفته؛ ((المال الفتون)) مال، فتنه انگیز است. فتنه همیشه به معنای فتنه ی در عرصه ی اجتماع نیست؛ بدتر از او فتنه در عرصه ی دل انسان است.اگر راه دل بستن به پول و به زندگی وبه تشریفات و به جاه و جلال و این ها را بروی دل باز کردید دیگر واقعا حد یقف ندارد...(خرداد۸۷)

 

خدایا ما را از دنیا طلبی که نتیجه اش قساوت و سندگدلی است محفوظ بدار...

زمینه های فتنه 1

بسم الله الرحمن الرحیم

امام سجاد(ع):

الهی هدیتنی فلهوت : خدایا مرا هدایت فرمودی و من به لهو و غفلت روی آوردم.

امیر المومنین(ع):

ای مردم هرکه در راه روشن و آشکار رود به آب رسد و هر که از آن تخلف کند در بیابان سرگردان بماند.

پیامبر اکرم(ص):

نگرانی من از امتم از فقر نیست، فقر دردی است که علاجش دشوار نیست. نگرانی من از ناحیه سوءتدبیر و قلت میزان منطق و استدلال است.

امام خامنه ای:

دانشجو باید احساس سیاسی داشته باشد، درک سیاسی داشته باشد، تحلیل سیاسی داشته باشد. بنده در قضایای تاریخ اسلام این مطلب را مکررا گفته ام ؛ چیزی که امام حسن مجتبی (ع) را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم تحلیل سیاسی نداشتند.چیزی که فتنه خوارج را به وجود آورد و امیر المونمین را آن طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آنگونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود و الا همه مردم که بی دین نبودند، تحلیل سیاسی نداشتند. یک شایعه دشمن می انداخت فورا این شایعه همه جا پخش می شد و همه آن را قبول میکردند.

 

در جامعه ما و البته در پدید آمدن بسیاری از مسائل جاری نبودن منطق، استدلال، درک و البته تحلیل سیاسی در مردم به وضوح به چشم میخورد که خب البته در بسیاری موارد این قصه دامن گیر ما هم میشود! به علت فقدان تحلیل هر کدام از ما امکان دارد خطا رویم؛ در مسائل خرد و کلان! به این جهت قصد داریم در این زمینه ورود پیدا کنیم و کمی همت کنیم تا خدای نکرده بزرگ مردان تاریخ بار دیگر به علت نبودن تحلیل و استدلال سیاسی به زانو در نیایند و در این مسیر پر فراز و نشیب هر که یار است بسم الله...

به لطف خدا و مدد اهل بیت(علیهم الاسلام)  هیچ گاه خسته نمیشویم به ۲ دلیل:

۱.کار برای خدا خستگی ندارد.

۲. ما مکلف به انجام تکلیف هستیم نتیجه با خداست(امام خمینی)

از دوستان  خواهشمندم دست یاری بدهند و در این جهاد همراه باشند.

 

ائتلاف!!! پیشرفت...

بسم الله الرحمن الرحیم

این یک تحلیل سیاسی نیست! این یک سوال خیلی خیلی عادیست!!! جواب هم میخواهد...

اولین حرکت رسمی برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم تشکیل ائتلاف ۱+۲ توسط آقایان ولایتی، قالیباف و حداد عادل  بود که خب سر و صداهای بسیار زیادی را در پی داشت! و طبق اظهارات این سه نفر به هنگام ثبت نام یکی از این دوستان پا به عرصه انتخابات خواهد گذاشت! نکته ی قابل توجه اینکه در مصاحبه های انفرادی این سه نفر در مورد اینکه آیا به ائتلاف پایبند هستید یا نه؟ جمله های بسیار جدی شنیده میشد! و از همه جدی تر آقای قالیباف! که وقتی پرسیدند اگر پایبند نبودی؟؟؟ گفت به دینداری من شک کنید!!!

هر سه نفر ثبت نام کردند و اولین تعجب رخ داد! که بعد حداد عادل گفت بعد از تایید صلاحیت ها یک نفر باقی میماند و دو نفر دیگر کنار میروند! و چون مقداری ابهام در این زمینه باقی ماند حداد برای راحتی خیال همه گفت: شک نکنید که این اتفاق می افتد!

هر سه نفر تایید شدند و همه منتظر که خروجی ائتلاف چه کسی میشود؟ که باز هم حداد عادل گفت بعد از تبلیغات تلوزیونی شک نکنید یک نفر باقی میماند! و قالیباف در پاسخ به سوال این چنینی گفت: من تا آخر با قدرت هستم!!! (بابا پس ائتلاف چی شد؟؟؟)

و اما شب گذشته این سه دوست ائتلافی خدمت آیت الله مهدوی کنی رسیدند تا بالخره تکلیف این خروجی مشخص شود و خدای نکرده مردم در دینداری کسی شک نکنند!!! میدونید نتیجه چی شد؟؟؟ ببینید:

خبرنگاری از ولایتی درباره دیدار شب گذشته اعضای ائتلاف پیشرفت با آیت‌الله مهدوی کنی پرسید که وی در پاسخ گفت: اعضای ائتلاف توافق کردند که تا آخر با جدیت فعالیت خود را به موازات هم ادامه دهند و در نهایت دو نفری که رئیس‌جمهور نشدند به فرد پیروز کمک کنند.

ولایتی در پاسخ به سوالی درباره سفرهای شخصی قالیباف و این نکته که آیا وی به ائتلاف سه‌گانه پایبند خواهد ماند یا خیر، اظهار داشت: قرار است ما سه نفر بر ادامه همکاری است و این مغایرتی با فعالیت‌های انتخاباتی ندارد و ما بر اساس آخرین تصمیم خود فعالیتمان را همچنان ادامه می‌دهیم و به ائتلاف پایبندیم اما انتخاب نهایی را مردم انجام خواهند داد.

نامزد انتخابات یازدهم با تاکید بر اینکه قولی که بین ما سه نفر بوده همچنان معتبر است، افزود: از اول قرار بود یک نفر به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود و بقیه با وی همکاری کنند. بنابراین همکاری ما از هم اکنون تا زمان انتخابات ادامه خواهد داشت.

وی با بیان اینکه ما بین سه‌نفرمان اختلافی نمی‌بینیم و فعالیت‌های مستقل هرکدام‌مان نیز ادامه دارد،یادآور شد: انتخاب مردم مشخص می‌کند که چه کسی رئیس‌جمهور می‌شود اما امیدواریم فردی از ائتلاف سه ‌نفره باشد!!!

 

و اما سوال ما!!!!!!!!!!!!!

۱. خدایی این آقای ولایتی چشم بسته غیب نگفته؟ از کجا فهمید بالاخره یک نفر رئیس جمهور میشود؟؟؟

۲.میشه یکی برای ما معنای دقیق ائتلاف رو توضیح بده؟؟؟

۳. کسی که نمیتونه بر سر یک قول بمونه میتونه به شعارهاش عمل کنه؟ نه اصلا میشه بهش برا ریاست جمهوری اعتماد کرد؟

۴. با عرض معذرت اشکالی داره که مردم با وجود این اتفاقات در دینداری بعضی ها شک کنند؟

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بابا مگه رهبری مدام نمیگه دروغ نگید؟ شعار الکی ندید؟ اصلا مگه اسلام نمیگه قول الکی ندید؟ ای بابا...

حالا یکی پیدا بشه جواب سوال ما رو بده...

آقای قالیباف! حرکت جهادی؟؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم

در این روزهای نسبتا داغ انتخابات کاندیداهای محترم مشغول سر دادن شعارهای انتخاباتی خود هستند و طرفداران هم حسابی بازار رو برای چسبیدن این شعارها گرم میکنند!خب ماهم مجبور میشیم گاها نقد و یا بهتر بگیم تحلیلی بر این حرف ها بزنیم!در این بین آقای دکتر محمد باقر قالیباف بیش از همه تاخت و تاز میکنه و ما هم بنا بر ارادتی که به ایشون داریم از ایشون شروع میکنیم...

دکتر قالیباف:

من به مردم وعده می‌دهم که اگر پس از یک سال به هر نقطه‌ای از کشور بروید احساس کنید که

 یک مدیریت جهادی بر کشور حاکم است.

 

جناب آقای دکتر شما دقیقا معنای جهاد رو درک کرده اید که حالا قصد مدیریت در اون سطح رو دارید؟ جهاد لازمه هایی داره!

مقام معظم رهبری(۲۵/۲/۹۲)

  آنچه يك ملت از اين طريق و از طرق معنوى به دست مى‌آورد، يك پشتوانه‌اى ميشود، ذخيره‌اى ميشود براى اينكه بتواند در همه‌ى ميدانهاى زندگى، با اراده‌ى راسخ و با عزمِ مقاوم در مقابل مشكلات پيش برود؛ بن‌بستها را باز كند، كارهاى بزرگ انجام دهد. پشتوانه‌ى همه‌ى اينها، اين معنويت است. كسى مثل امام بزرگوار ما كه يكتنه وارد شد و توانست به بركت عزم و اراده‌ى راسخ و ايمان و توكل، همه‌ى ملت را بسيج كند و اين حركت عظيم را راه بيندازد، بيش از هر چيز متكى بود به همان جوشش قلبى، معنوى، روحى، توكل، معرفت، عبادت. تا آخر عمر هم اين بزرگوار با وجود پيرى و ناتوانى و شكستگى، نيمه‌ى شب برميخاست، اشك ميريخت. ما خبر داشتيم از نزديكان ايشان كه به همه‌ى خصوصيات زندگى ايشان واقف بودند، شنيده بوديم، اطلاع داشتيم؛ ايشان نيمه‌هاى شب برميخاست، از خداى متعال استمداد ميكرد - «رهبان اللّيل»(3) - شب با آن حالت، آن وقت روز مثل شير غرّانى مى‌آمد توى ميدانها، قدرتها را شكست ميداد، ضعفهاى ملت را برطرف ميكرد، اراده‌هاى همه‌ى ما مردم را تقويت ميكرد و راه مى‌انداخت؛ به بركت آن پشتوانه‌ى معنوى.

اگر پشتوانه حرکت جهادی معنویت نباشد قبول دارید که نتیجه اگر بالعکس نشود چیزی هم حاصل نمیشود؟ جشنهایی که شما در زمان  تصدی خود در شهرداری به مناسبت اعیاد اسلامی گرفتید بویی از معنویت که نمیداد هیچ مردم را از معنویت دور هم میکند! اختلاط و پایکوبی دختران و پسران در این مراسمات را چگونه باید با بحث حرکت جهادی جمع کرد؟ شما که خود لمس کرده اید در دوران جهاد ۸ ساله همرزمان شهید شما برای حرکت جهادی تضرع به درگاه خدا را هم برای خود و هم برای اطرافیان صلاح میدیدند نه اینگونه مراسمات را! نکند قصد دارید به تنهایی این جهاد را انجام دهید که برای مردم جهت آماده شدن در این جهاد در سیستم مدیریتی خود تدارک معنویت را نمیبینید؟!!

دکتر قالیباف:

مردم کشور به ‌دنبال این هستند که یک تغییر جدی در کشور به‌ وجود آید که این تغییر را باید کسی

 به‌وجود آورد که دارای کارنامه مشخصی باشد زیرا مردم اعتماد ندارند و می‌گویند وضع ما وضع

 مناسبی نیست.

 

جناب رئیس اسبق نیروی انتظامی شما این کارنامه مشخص را در دست دارید؟ آنروزی که رهبر انقلاب مداوم استفاده از تولیدات داخلی را توصیه میکردند خرید بنزهای چند صد میلیونی در دوران تصدی شما بر نیروی انتظامی چه معنایی میدهد؟ که به وضوح این روحیه در مدیریت شما در شهرداری تهران نیز احساس میشود! ریخت و پاشهای پر سرو صدای شما را چگونه میتوان هضم کرد؟ آنهم در این شرایط که رهبری اقتصاد مقاومتی را سرلوحه امور قرار داده اند! به نظر شما هدف وسیله را توجیج میکند که هر پولی را در هر کجایی خرج کنیم؟ و آن هم برای چه هدفی؟؟؟

سردار محمد باقر قالیباف:

 مردم از وضع اقتصادی و فرهنگی کنونی رضایتی ندارند و بازگشت به 20 سال گذشته را نیز قبول نخواهند داشت.

 و هدف از حماسه سیاسی این است که بن‌بست‌ها را دفع کنند و سیکل مدیریت معیوب را پایان دهند.

 

فرمانده ی کل قوا:

بنابراین ما كه به عملكرد خودمان و برنامه‌ی گذشته و آینده‌ی خودمان نگاه میكنیم، نگاهمان بايد واقع‌بینانه باشد؛ ارزیابی ما ارزیابی درستی باشد. بعضی از مردمِ خود ما وقتی به اوضاع كشور نگاه میكنند، فقط ضعفها را می‌بینند؛ گرانی را می‌بینند، افت تولید در برخی از واحدهای تولیدی كشور را می‌بینند، فشارهای دشمنان را می‌بینند. این نگاه، نگاه ناقصی است. بنده نگاه متفاوتی دارم. من وقتی به اوضاع كشور و اوضاع ملتمان نگاه میكنم، یك میدان عظیم پرچالشی را مشاهده میكنم كه ملت ایران در این میدان، به رغم دشمنان، سربلند و پيروز ظاهر شده است.

آقای دکتر شما بسیار منفی نگر هستید! در میتینگ های دیگر هم از وضعیت بحرانی کشور سخن گفته اید و آمدن یک ناجی را نیاز دانسته اید! کشور به رئیس جمهوری نیاز دارد که دیدی همچون رهبری داشته باشد!

در مورد تفسیر شما از حماسه سیاسی نیز ترجیح میدهم بدون شرح را اعلام کنم!

دکتر محمد باقر قالیباف:

مردم به مدیر نظریه‌پرداز احتیاجی ندارند...؛ دغدغه یک مدیر باید حل و فصل مشکلات مردمی باشد و بس!

در مورد جمله ی اول واقعا نمیدانم چه باید گفت! به مدیر نظریه پرداز احتیاجی نیست؟؟؟ احیانا مدیریت آنهم در بالاترین سطح یعنی اینکه عقب مشکلات دویدن و بعد از بروز مشکل فکری به حال آن کردن؟!! اصلا مگر میشود بدون نظریه داشتن ادعای مدیریت کرد؟ مدیر باید سیاستمدار باشد و با نظریه پردازی و تحلیل شرایط طوری عمل کند که از مشکلات سبقت بگیرد و از بروز آن جلوگیری کند! موفقترین مدیران و روسای جمهور جهان خبره ترین نظریه پردازان بوده اند! شما واقعا در حوزه ی علوم سیاسی تحصیل کرده اید؟

جناب دکتر قالیباف! گفتمان شما دقیقا چیست؟ دغدغه ی شما فقط حل مشکلات جاریست؟ پس حرکت به سمت آرمان های انقلاب و امام چه میشود؟ نکند شما قصد دارید در صورت تصدی ترمز این حرکت انقلابی به سمت آرمان ها را بکشید؟ و تمام توان کشور را بگذارید برای اصلاح مسائل مادی و آماده کردن شرایط برای یک زندگی عاری از مشکلات؟ ما که سنی نداریم و فقط شنیده ایم و خوانده ایم؛ بر سینه هامان حک کرده ایم که امام روح الله فریاد کشید: ما انقلاب نکرده ایم برای رفاه، ما انقلاب نکرده ایم برای آسایش...، ما انقلاب کردیم برای اسلام! مگر جهاد کردن بدون مشکل داشتن امکان دارد؟ شرمنده ام که این را میگویم ولی حرف ها و شعار های شما رنگ خدا و بوی جهاد در راه خدا را ندارد و همین حرف شما ما را بس...!

 

بسیار شرمنده دوستان که مطلب طولانی شد...

آقای احمدی نژاد...

بسم الله الرحمن الرحیم

روز قبل از اعلام لیست نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در خبر ساعت ۱۴ یک گزارش پخش شد که بسیار جالب بود! موضوعش در این باب بود که فردا هم روز خداست...!!! یک روز عادی مثل روزهای دیگر! مثل بسیار روزهای دیگری که شورای نگهبان لیست کاندیداهای ریاست جمهوری بسیار دوره های دیگر را اعلام کرد و کلی از این تعریف ها! اگر بخواهیم رک و بدون تعارف حرف بزنیم فضای سنگینی حاکم بر کشور بود و پیامک های فراوان مبنی بر تایید یا عدم تایید برخی کاندیداهای این دوره به سنگینی فضا افزوده بود! همگی قبول داریم که این دوره تفاوتهای بسیاری داشت این قصه ی تایید صلاحیتها و آنهم با توجه به ثبت نامهای روز آخر...

این استرس در دل خیلی ها بود که اگر فلانی ها رد صلاحیت شوند چه میشود؟ از سویی خواندن مصاحبه ی همان فلانی ها حین ثبت نام و اینکه همگی قربون صدقه ی قانون و شورای نگهبان میرفتند آدم رو آروم و نگاهی به احوالات گذشته و حال  همون فلانی ها دل را به لرزه می انداخت!

و بالاخره انتظار به سر رسید و خبر ساعت ۲۱ این لیست را اعلام کرد و خبری از نام آیت الله هاشمی رفسنجانی و آقای رحیم مشایی نبود و بدون اغراق اکثرا خیلی توجهی به اسم ها و معرفی افراد نداشتند و همگی بهت زده در این فکر بودیم که چه میشود؟ کدامشان به حرف خود عمل میکنند و زیر میز نمیزنند و کدامشان مصداق حرف حضرت روح الله (ره) میشوند...

امام خمینی(قدس سره) :

هرکس بگوید رای شورای نگهبان کذا است مفسد است.         (صحیفه امام ج14ص370)

و در این باب بیشتر همه منتظر عکس العمل آیت الله هاشمی رفسنجانی بودند که ساعتی بعد مشاور ایشان اعلام کرد ما تابع قانون هستیم و اگر اعتراضی مطرح باشد خدمت شورای نگهبان ارائه میدهیم و انصافا  سنگینی سخت سینه ها آرام گرفت؛ و بنده به نوبه ی خود میگویم اگر این جهت گیری ادامه داشته باشد که علی الظاهر دارد از آقای هاشمی صمیمانه تشکر میکنم و شکی ندارم که این کار صحیح ایشان از طرف خداوند و مردم بی جواب نخواهد ماند...

اما...

آقای مشایی که در این چند سال خون به دلها کرده است باز هم طبق انتظار نطقی بی اصول کرد و رد صلاحیتش را ظلم خواند! که خب انتظارش میرفت و در پی آن رئیس جمهور محترم ایران، علمدار گفتمان سوم تیر، امید دل مردم ایران و کسی که دو مرتبه توسط همین شورا تایید صلاحیت شده بود جملاتی گفت دور از تصور!

محمود احمدی نژاد:

آقای مشایی مظلوم واقع شد و معتقدم  حق مظلوم در کشوری که ولایت فقیه دارد در این سطح

 پایمال نخواهد شد و با وجود مقام معظم رهبری مشکلی پیش نخواهد آمد.

 

چند نکته آقای رئیس جمهور!

۱.اینکه فرموده اید حق ایشان پایمال شد دقیقا یعنی چه؟ اعتقاد به رای اشتباه شورای نگهبان دارید؟ کلمه ی پایمال شدن در این فضاها وقتی بکار میرود که احتمال لابی صورت گرفته شده و یا اینکه در شورای نگهبان جناح گرایی صورت گرفته است که احیانا مشایی شما به سلیقه ی اعضای این شورا نیامده است! و اگر منظور شما این باشد جنابعالی مصداق حرف امام روح الله(ره) شده اید!

۲.مگر شما قسم نخورده اید که پایبند به قانون اساسی باشید؟ در کجای قانون اساسی آمده است رئیس جمهور میتواند در رای شورای نگهبان دخالت کند؟ جایی ندیده ایم که در  قانون اعتراض به شورای نگهبان آنهم در حضور خبرنگاران رسانه ها مجاز باشد! و بی شک قانون اجازه زیر سوال بردن صداقت شورای نگهبان را به هیچ بنی بشری  نمیدهد! سوگند شما زیر سوال رفته است آقای رئیس جمهور...

۳.جمله ای گفته اید که ای کاش نمیگفتید! این اتفاق یعنی رد صلاحیت مشایی حادث شده است و شما میگویید این امر، یعنی مظلومیت ایشان! و اگر با وجود مراجعه شما به رهبری بازهم این امر باقی بماند یعنی چه؟ خوب توجه کنید!!! امر که حادث شده است و اگر برنگردد باید در جایگاه ولایت فقیه شک کرد؟!! معتقدید حق مظلوم در کشوری که ولایت فقیه دارد پایمال نمیشود پس یا باید قبول کنید که حقی پایمال نشده و یا در وجود ولایت فقیه شک کرده اید و اینطور که از ارادت شما به مقام شامخ اسفندیار اطلاع داریم شما از اعلام مظلومیت ایشان نمیگذرید!  یعنی...!!! جمله ای گفتید که ای کاش نمیگفتید...

بنده از دوستداران آقای احمدی نژاد استدعا دارم  که شخص محور نباشند و اصل و آرمان ها را در نظر بگیرند و به جای دفاع بی مورد از این اتفاقات دست بر دعا برداریم...

امام خامنه ای(حفظه الله)

پروردگارا بد عاقبتی کسانی که انسان گمان نمیکرد بد عاقبت شوند دل آدم را میلرزاند ما را بد عاقبت نگردان...

 

به امید خدا در مطلب های بعدی که به زودی به روز میشود تحلیلی داریم بر شاخصه های رئیس جمهور مطابق با گفتمان انقلاب به لطف خدا و به امید همبستگی بیشتر دوستان در خلق این حماسه سیاسی...

آیت الله مصباح چه میگوید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله مصباح یزدی مسئول موسسه حضرت امام خمینی(ره) قم با تشکیل جبهه ی پایداری به طور رسمی حمایت خود را از این جبهه ی سیاسی اعلام نموده و به تعبیری پدر معنوی این تشکل نامیده شدند. در آینده ای نه چندان دور به لطف خدا و به شرط حیات تحلیل و البته طرح سوالهایی از این جبهه سیاسی و موضع گیریهای آن خواهم داشت ولی فی الحال بررسی عملکرد آیت الله مصباح مد نظر میباشد و در پایان همین متن جوابیه نامه برخی طلاب قم به آیت الله مصباح انشاالله...

چند روز پیش آیت الله مصباح در دیدار شورای مرکزی جبهه ی پایداری در بین سخنان خود جمله ای را گفته اند که خب جای بسی تامل را دارد! ایشان فرمودند:

 

 بینی و بین الله شهادت میدهم روی زمین و زیر این آسمان  کسی را اصلح تر از آقای

لنکرانی نمیشناسم و این برگ زرینی باشد در عمر ۸۰ ساله ام!

 

در اینجا چند مسئله مطرح میگردد که بایستی به آن پرداخت:

۱.جناب آقای مصباح یزدی! در بیان رهبری چندین مرتبه تاکید شده است که هیچ کس و هیچ گروهی جز شورای نگهبان نمیتواند اصلحیت کاندیداها را تایید یا رد بکند! اینکه شما زودتر از اعلام نتایج این جمله ی خاص و شاید تاریخی را اعلام کردید از دو جهت به جد دارای اشکال میباشد:

۱-الف. فرض را بر این بگیرید که آقای لنکرانی به هر دلیلی تایید صلاحیت نشوند، (که باز هم تاکید میکنم هیچ کس نمیتواند به یقین بگوید که نخیر ایشان حتما تایید میشوند! ) آیا دوستداران شما و البته طرفداران جبهه ی پایداری به خاطر این جمله شما به جان شورای نگهبان نمی افتند؟ آنجا دیگر شما میتوانید جلوی این نزاع را بگیرید؟ برای دوستداران شما حرف شما سند است یا منطق شورای نگهبان؟ وقی شما چنین جمله ی عجیبی را بر زبان می آورید و خدای ناکرده لنکرانی رد صلاحیت شود حداقل این امر ایجاد یک عقده ی بسیار بزرگ از این شورا در دل دوستداران شما خواهد بود! که رفع آن دیگر از دست شما خارج است!

۱-ب. وقتی شما به عنوان یک عالم تراز اول چنین جمله ی عجیبی را بر زبان می آورید و آنگاه بر فرض محال شورای نگهبان لنکرانی را رد صلاحیت کند آنگاه چهره ی سیاسی و کاریزمای شما زیر سوال نخواهد رفت؟ رسانه های فرصت طلب این را چماقی برای کوبیدن بر سر نظام نمیکنند که در بدنه ی نظام این چنین شکافی هست؟ قبول کنید جمله ی عجیب و تکان دهنده ای گفتید. ما شما را مطهری زمان میدانیم و اینگونه جبهه گیری از مطهری زمان دور از تصور ما بود...

۲. جناب آقای مصباح؛ در مباحث فقهی شما ناگهانی ترین نظریات را نیز صادر کنید جای تعجب نیست و البته ما به خود اجازه ی حرف هم نمیدهیم چرا که در آن باب ید طولایی دارید، ولی در عالم سیاست نمیشود صفر و صدی حرف زد! در این چند هفته ای که شما از باقری لنکرانی اعلام حمایت کردید و در این چند روزی که کاندیداها آن هم تایید صلاحیت نشده مشخص شدند شما چطور توانستید اصلح بودن یا نبودن همه ی آنها را بررسی کنید و بعد نظری این چنینی بدهید؟ و مطلب مهمتر اینکه مگر شما نعوذ بالله از تمام زیر آسمان و روی زمین علم غیب دارید که گفتید کسی اصلح تر از لنکرانی در آن ندیدم! به حتم اگر یک فرد عادی این سخن را رانده بود با یک نیشخند از کنارش میگذشتیم ولی شخصیتی چون شما باید حرف به حرف گفته هایش بسیار سنجیده تر باشد...

۳. حضرت آقای مصباح؛ تا همین یک ماه پیش کل نیروی جبهه ی پایداری مشغول این بود که سعید جلیلی را راضی کند به عرصه بیاید و از وی حمایت کنند و حال که جلیلی برای این امر اعلام آمادگی کرد شما میفرمایید فلانی اصلح تر است؟  بخدا قسم سخت است برای ما گفتن این حرف که چون جلیلی مستقل آمد و زیر لوای جبهه ی پایداری قرار نگرفت از صلاحیت در منظر شما و یاران افتاد! اگر واقعا جبهه ی پایداری در آن ماه ها جلیلی را مناسبتر تشخیص داد خب الان هم بدون هیچ ادعایی و برای رضای خدا از وی حمایت کند! و این هوای نفس به نظر می آید برای اعضای این جبهه که چون روزها و ماه ها برای پیروزی کاندیدای وابسته به خود برنامه ریزی کرده اند اکنون همه را کنار بگذارند و بدون حضور نام جبهه ی پایداری از کاندیدای دیگری حمایت کنند! اگر اشتباه نکم این شما بودید که میگفتید من با کار حزبی مخالفم و با عرض شرمندگی خدمت شما و دوستان باید بگویم این مصداق کار حزبیست...

به هر حال با تمام وجود برای شما که سرمایه ی بزرگ نظام هستید آرزوی توفیق میکنیم و شاید هم مسائلی باشد که ما قدرت درک آن را نداشته باشم و البته شاید هم صلاحی که از آن بی اطلاع باشیم...

و اما...

در همین خصوص رویت شد نامه ای که برخی طلاب حوزه های علمیه قم خطاب به آیت الله مصباح نوشتند که چند خطی در آن باب جوابهایی داریم!

متن نامه را در اینجا میتوانید ببینید.

۱.آقایان شاید طلاب! خطاب به آقای مصباح فرموده اید نقش پدر معنوی در جامعه را حفظ، از جبهه ی پایداری فاصله و در امور معنوی مشغول باشید! میشه بفرمایید نقش پدری در جامعه یعنی چه؟ میشه بفرمایید انتخابات در سطح جامعه و شاید مهمترین موضوع حال حاضر جامعه هست یا نه؟ گفته اید از این کارهای احساسی فاصله بگیرید؟؟!!! ورود در سیاست از منظر شما احساسی بازیست؟ و کار علمای دین نیست؟ اگر نیست پس چرا خود شما که در ابتدای همین مسیر هستید وارد شده اید؟ این کلام شما با عرض شرمندگی همسویی با دشمن است! علما باید در فضای سیاست حضور داشته باشند و الا به گفته حضرت امام (ره) حتما مسیر منحرف میشود!

۲.اینکه ماجرای آن فرد اهوازی درست بوده است یا نه را قضاوت نمیکنیم! ولی چطور شما که خود را طلاب معرفی کرده اید و انقدر عوام گرایانه و سطحی قضاوت میکنید؟ امکان این وجود ندارد که یک معصوم برای کسی دعا کند و یا برای موفقیت او در صحنه ای دعا کند و در آینده آن فرد منحرف شود؟؟؟ مگر دعا برای کل عمر وی بوده است؟ میزان حال افراد است و باید دید فرد  کیست و صحنه کجاست! مگر پیامبر (ص) برای زبیر در جنگ ها دعا نکرد؟ عاقبت زبیر چه شد؟

یعنی شما شک دارید که همگی باید در انتخابات ۸۸ برای احمدی نژاد دعا میکردیم؟ در روایات نشنیده اید که حضرت حجت(عج) مداوم بر احوال شیعیان دعا میکنند؟ همه ی شیعیان بدون هیچ انحرافی در مسیر هستند؟ نامه حضرت ولیعصر(عج) به شیخ مفید را نخوانده اید؟ احساس عجیبی همراهیمان میکند که این نامه را طلاب ننوشته اند! چقدر راحت خطاب کرده اید بازی با مقدسات! در زمین خودی با قائده ی دشمن بازی کرده اید آقایان!

۳. ما در هیچ کلاس اخلاقی ندیده ایم به ما بیاموزند که شاگرد به استاد با لحنی تند توصیه کند! توصیه میکنید ایشان در دنیای سیاست نمانند؟؟؟ حضرت امام با قلبی آکنده و آنهم پس از سالها تلاش برای اصلاح آیت الله منتظری این جمله را خطاب به ایشان گفتند و آنهم در مقام استادی! چقدر این حرف را بی پروا زده اید!!! کمی در احوالات خود تامل کنید آقایان!

تنها مطلبی که به ذهن میرسد اینکه حضرت آقای مصباح با توجه به جو متشنج جامعه و شاید آماده نبودن خیلی ها برای شنیده خیلی حرف ها کمی در باب طرح برخی مسائل تدبر و تامل بیشتری داشته باشند و باز هم با تمام وجود احترام و ارادت قلبی خود را نسبت به ساحت علمای عظام و بخصوص حضرت آیت الله مصباح یزدی اعلام میکنیم.

خداحافظ مشایی...

چرا مشایی آمد؟ چرا مشایی نه!

 

 

در مورد اسفندیار رحیم مشایی مطالب بسیاری گفته شده که خب بسیار هم جالبه!

 

جریان انحرافی!

 

بنده شخصا به جریان انحرافی در این حدی که تفسیر میکنند اعتقادی ندارم چرا که معتقد هستم این جریان یک سر و یک انتها به نام مشایی بیشتر نداره! اینکه اون رو جاسوس بدونیم  اشتباهه! ولی اینکه ایشون با برنامه ریزی چندین ساله این اعمال رو انجام داده گفتنش بی راه نیست! و ای کاش دوستان مطبوعاتی و سیاسی ما به حرف حضرت آقا گوش میکردند و این قصه رو به غصه تبدیل نمیکردند...

 

نطق های اسفندیار!

 

داغ ترین بحث در مورد مشایی حرف های اون در مورد پایان اسلام گرایی، مدیریت انبیاء، ادغام سازمان حج و مکتب ایرانی هستش که همگی کم و بیش شنیدیم!

 

اما...

به سخنرانیهای مشایی که دقت کنی درون مایه ی تهی داره و از عقبه فکری قوی برخوردار نیست و دلیل صحت حرفم رو میزارم نطق های بسیار ضد و نقیضی که داشته و داره! تا حالا چندین بار در پی سوال در مورد اظهار نظرهاش کلا حرف خودش رو رد کرده و طز جدیدی صادر میکنه! ایشون مدعی هست از ۱۳ سالگی در مساجد برای مردم صحبت میکرده و این اجازه رو علما و روحانیون به ایشون میدادند! حالا اینکه کدوم علما و روحانیون دیگه الله اعلم!!! تحلیل بنده این هست که مشایی یک دوگانگی شخصیت داره و حس خود بزرگ پنداری واقعا ایشون رو گرفته! نظرات بسیار تخصصی در باب فلسفه اسلامی دادن و محکم پاش ایستادن که آدم رو یاد  حرف صفار هرندی میندازه که احمدی نژاد در همه چیز دکترا داره!!! و خب با حرف احمدی نژاد که من شاگرد مکتب مشایی هستم مطابقت داره!

 

صلاحیت مشایی!

 

اینکه تایید میشه یا نه قضاوتی هست دشوار چرا که شورای نگهبان  علاوه بر قانون مصلحت هارو هم مدنظر باید بگیره اون هم با این حال پریشون احمدی نژاد که شاید برا مرادش همه کار بکنه! ولی در کل از نظر من تایید شدنی نیست!

 

جرم مشایی!

 

جنبش سوم تیر ایران اسلامی رو به تکاپو انداخت، امید رو در دلهامون زنده کرد، اهداف گرد و غبار گرفته انقلاب رو باز هم در بدنه اجرایی کشور فعال کرد و خلاصه همه چیز آماده شد برای اجرای عدالت و حماسه ای جاودان! احمدی نژاد بت هایی رو شکست که هیچ کس تصور خدشه دیدنشون رو هم نمیکرد! و همه چیز خوب بود و رهبر رو بعد از ۸ سال آسوده خاطر دیدیم تا اینکه مشایی چهره نشون داد! کسی که چندین سال یار احمدی نژاد شده بود برای همین روزها! زمزمه ی جریان انحرافی گوش افلاک رو کر کرد و دولت پر تلاش و عدالت محور رو برد در حاشیه ای تاریک...

جرم مشایی بزرگ و نابخشودنیه و اون دزدین مردی از جنس مردم از این انقلاب بود! مردی که تحرک رو برگردوند و وقتی توی یک روستا جلوی یک پدر شهید میگفتی "احمدی نژاد" اشک در چشماش حلقه میزد و با صدایی لرزان میگفت خدا حفظش کنه...! من به مسخ شدن احمدی نژاد ایمان قلبی دارم و با یکی بودنش با مشایی شدیدا مخالفم! به گفته ی حضرت آقا این روحیه ی حماسی و گفتمان انقلابی احمدی نژاد باید ادامه یابد! شک نکنید تاریخ قضاوتی شنیدنی از مشایی خواهد داشت!

 

هنرهای مشایی!

 

حس میکنم آدم واقعا زیرکیه! با سیاست عمل میکنه و انقدر استادانه احمدی نژاد رو تربیت (مسخ) کرده که دیگه نگرانی از اون حیث نداره!

 از نمایشگاه هدیه تهرانی بازدید میکنه! بهش وام میده!

در نقاط مختلف کشور جشن نوروز میگیره و حسابی دل جوونا رو بدست میاره و شادشون مینه! حالا قاطی شد شده جدا شد شده دیگه هر طوری!!!

نکته: یه سخنرانی از مشایی دیدم که گفته بود تنها راه حل مشکلات رو ی آوردن به دین و منویات اسلامی است! و در همین راستا ایشون به عنوان مسئول فرهنگی دولت دستور دادند جشن نوروز که از بزرگترین اعیاد اسلام است رو شدیدا و پر سرو صداجشن بگیرند! حالا عید غدیر و عید قربان و عید فطر رو فعلا بیخیال آخه جذب حداکثری نداره! و این است اسلام ناب مشایی!

شیرین کاری آخر مشایی اینکه عزت الله انتظامی رو به بهونه اینکه کارش رو که چندین ساله پیگیره حل کنه میبره وزارت کشور و خبرنگارها یه عالمه عکس میگیرند و همراهی جامعه هنرمندان با مشایی هم اثبات میشه! که این پیر سینمای ایران در نامه ای خطاب به مردم ایران همه چیز رو توضیح میده...

 

مشایی خداحافظ...

 

بر خلاف تحلیلم که معتقدم مشایی تایید نمیشه دوست دارم تایید بشه تا بهش ثابت بشه مردم ایران اونی نیستند که این آقای مهندس فرض کرده! و برای همیشه خودش رو از صحنه بیرون ببینه!ولی قلبا دعا میکنم احمدی نژاد به خودش بیاد و دوباره با عزمی راسخ در مسیر گام برداره انشاالله...

 

این امت معتقدند مقاومت رمز پیروزیست...

تحلیل سازنده...

بسم الله الرحمن الریم

عرض سلام و ادب فراوان خدمت تمامی دوستان

فضای کشور دیگه رسما وارد ایام پر تب و تاب انتخاباتی شده و همه محافل چه سیاسی و چه عمومی بحث انتخاب رئیس جمهور یازدهم درش داغ و جدی پیگیر میشه! حضور افراد خاص در این انتخابات چهره ی متفاوت و البته حساسی به اون داده و طبق معمول خوشبختانه یا متاسفانه تبلیغات کاندیداها به شکل سنتی آغاز شده و به تبع اون طرفداری دوستاران این کاندیداها که گاها صحنه های نا جالبی رو به جای میگذاره!

به لطف خدا در یک تحلیل جداگانه و مفصل دلیل عدم تخریب هر کاندیدایی رو خدمتتون ارائه میکنیم ولی نکته ای که گفتنش ضروریه اینکه در این عرصه حساس گروهی پیروز و موفق هستند که قادر باشند از مواضع خوشون با تحلیل دفاع و نسبت به مواضع رقبا باز هم با تحلیل و سند انتقاد صریح داشته باشند! کاری که ما به لطف خدا و یاری شما دوستان در این فضا نسبت به گفتمان انقلاب و با شعار مقاومت رمز پیروزی انجام میدیم.

فضاهایی که انشاالله در اون وارد میشیم:

  • نسبت به خود گفتمان انقلاب تحلیل های بسیار شفاف انجام میدیم و ضرورت پیروزی این گفتمان در این عرصه رو بررسی میکنیم.
  • نطق های کاندیداها رو تحلیل میکنیم و اون ها رو با مواضع قبلیشون چک میکنیم!
  • دوستانی که تحلیل میکنند در فضای انتخابات تحلیلشون رو نقد میکنیم و باز هم چک میکنیم با مواضع قبلیشون!
  • مواضع تمامی رقبا رو بررسی و با عرض معذرت از لحاظ نقد و گرفتن سوتی بمبارونشون میکنیم.
  •  موضوعات مختلف رو به بحث و نظر سنجی میگذاریم.

فقط خواهشی که از دوستان داریم اینکه همراه باشند و آدرس وبلاگ رو اطلاع رسانی کنند تا بتونیم خودمون رو از هر لحاظ قوی کنیم وبه لطف خدا و طبق حرف رهبری یک انتخابات پر شور و با خروجی عالی داشته یاشیم.

 

مقاومت روز پیروزیست...

آقاي رئيس جمهور...!!!

بسم رب الزهرا(س)

 

 

گاهي اوقات گفتن و نوشتن از بعضي وقايع واقعا سخته! گاهي به خودت ميگي اي كاش ميشد مثل كبك سرت رو بكني زير برف و انگار نه انگار!

اگه نگاهي به تاريخ ايران بندازيم خواهيم ديد كساني كه به هر نحو رفتار يا گفتاري در تناقض با اسلام زدند در كمترين زمان اول از چشم مردم افتادند و چندي بعد توسط امت طرد شدند!

چندي پيش بحث مشكوك مكتب ايراني در مقابل مكتب اسلامي توسط نزديكان رئيس جمهور زده شد و با وجود صبر مدت دار و نصيحت  اكثر علما و مراجع اين بحث شدت گرفت تا جايي كه علامه مصباح يزدي اعلام عمومي كردند ما در مقابل كساني كه مكتب ايراني را در مقابل اسلام بيان كنند تمام قد ايستاده ايم! اتفاقي كه در اين بين رخ داد ايجاد فاصله بين روحانيت و قسمتي از اقشار به اصطلاح روشنفكر ايران بود كه علي الظاهر كساني كه اين بحث را راه انداختند به قصد خود رسيدند و آقاي رئيس جمهور در واكنش به اين رخداد اعلام كرد: حرف مشايي حرف من است!!!

به دنبال موفقيت كسب شده توسط مشايي ايشون راه رو باز ديد و پا رو واقعا از گليم دراز كرد و وقايعي رو كه الان جهان گرفتار اون هست و درگيري اديان رو از مديريت اشتباه حضرت موسي(ع) و عيسي(ع) دانست! و باز هم آقاي رئيس جمهور سري به نشانه ي تاييد گفته هاي جهت دار دوست ديرين خود تكان داد!!! و باز هم واکنش گسترده ی علما...

و اما مرگ چاوز!

در اين كه چاوز رئيس جمهور واقعا موفق ونزوئلا در بسياري از جهات همسو با انقلاب اسلامي ايران حركت ميكرد شكي نيست! مبارزات عميق و موفق چاوز با امپرياليسم جهاني هم ستودني و هم قابل الگو برداري براي بسياري از كشورهاست!

اما...! كاربرد كلمه شهيد براي چاوز اون هم توسط رئيس جمهور ايران اسلامي جاي حرف دارد! رفيق بازي آقاي رئيس جمهور در اصرار ايشون براي بازديد از زندان هاي سياسي و درگيري با قوه ي قضاييه براي همه روشن شد و تصميم غلط جهت اعلام عزاي عمومي رو ميزاريم پاي اين حس محسوس آقاي رئيس جمهور ولي فكر نكنم ايشون در مقامي باشند كه درجه شهادت رو براي كسي تعريف كنند! اسلام دين خداست و بحمد الله و تعالي سايه ي علما و متخصصين دين گسترده است و اينكه يك فرد عادي بخواهد چاوز را شهيد اعلام كند و به اين اكتفا نكرده او را از صالحين زمين و زمان بداند و رجعت با حضرت حجت(عج) را براي ايشون حتمي بداند ديگر جايز نيست! دين و قوانين حتمي خدا ملعبه دست کسی  نيست آقا جان! در كنار يك روحاني ايستادن آن هم روبروي صدها دوربين و خبرنگار و يك زن را در آغوش كشيدن شرم دارد آقاي رئيس جمهور! مادر چاوز بود كه باشد! ظاهرا آقاي رئيس جمهور يا جايگاه خود را به درستي درك نكرده يا اينكه نمیداند ايران اسلاميست!

واكنش هاي فراوان علماي دين در اين مدت نسبت به حركات، گفته ها و عملكرد آقاي رئيس جمهور احمدي نژاد اصلا نشانه ي خوبي براي عاقبت او نيست...

مقام معظم رهبري:

پروردگارا بدعاقبتي كساني كه انسان تصور نميكرد بد عاقبت شوند دل آدم را ميلرزاند ما را بد عاقبت مگردان...

خروش شقايق ها...

بسم رب الحسين (ع)

انقدر دلم گرفته است كه فقط باران ميخواهد...

خيلي سخته گفتن و نوشتن وقتي هزارتا حرف رو دلت سنگيني ميكنه و نميدوني كدومش رو بگي و از كجا شروع كني!

انقدر بازار آشفته خبرها پر هياهو شده كه ديگه برق زدن هيچ خبري چشمت رو خيره نميكنه! عهد شكني خواص مدعي انقد زياد شده كه ديگه تكرارش فقط نيش خندي همراه با نفرت رو براي ما و باز هم غصه براي سيد علي رو همراه داره؛ بعدشم يه جوري با خنده مصاحبه ميكنند كه انگار نه انگار! نرخ دلار و ماشين و خيلي چيزا خيلي هارو مست و مسخ كرده و جوري به تاخت ميرند كه انگار هزار سال زنده اند!

ميدونيد چي ميخوام بگم بعد اين همه مقدمه چيني؟ ميخوام بگم تا شقايق ها هستند زندگي بايد كرد؛ شقايق هايي كه دور هم جمع شدنشون توي خيابوناي  ايران دشتي پر از زيبايي خلق كرد، دشتي كه قلدرها فكر كردند نبضش آب و نونشه! فكر كردند اگه به معيشت شقايق ها فشار بيارند ديگه ناي دور هم جمع شدن و حماسه آفريدن رو ندارن! احمق ها نفهميدند شقايق رمز بقاش سختي كشيدن و استقامت كردنه! وصف اين دشت پر از شقايق در كلام و قلم نميگنجه ولي اين جوش و خروش ارزش فقط يك چيز رو داشت و فقط يك چيز تونست خستگي رو از تن اين دشت با صلابت دربياره و اون چيزي نبود جز شادي دل و لبخند ناز مولاسيد علي...

تا كور بشند كسايي كه چه اين ور چه اون ور چشم ديدن اين نور پر فروغ  رو ندارن! و خجالت بكشند كسايي كه گه گاه دل اين ابر مرد رو خون ميكنند...

البته یادمون نره که حضرت روح الله چه توصیه ای به ما کرده! خواص هواس پرت ما که کلا همه چیز یادشون رفته ! ولی ما شقایق ها باید هوشیار باشیم که چه چیزی باعث بودن و ماندن ما میشه و رمز بقاو استواری ما چیه البته از کلام حضرت عشق:

 

 

 

 

پس به اين عشق به ولايت پايبند باشيد چرا كه ظهور نزديك است...

جنگ امروز...

بسم رب الحسين(ع)

 

صل الله علي الباكين علي الحسين(ع)

 

جهاد در راه خدا سعادتي است كه حضرت حق به هر كسي توفيقش را نميدهد؛ بايد بصير باشي، خبير باشي و بيدار تا كه نداي "هل من ناصر" ولي زمان را درك كني! در اين زمانه "اي كاش ها" گريبان گير ما شده است! اي كاش در مدينه...!!!اي كاش در كربلا...!!! اي كاش در كوفه و شام...!!! خوشا به حال دريا دلاني كه درست 32 سال پيش با عمق جان نداي جهاد امام روح الله (ره) را در ك كردند و قدم در كربلا گذاشتند؛ في سبيل الله جنگيدند و جانشان را فداي اسلام كردند و برایشان مهم نبود در چه رتبه اي فدا شدند! در چه مسئوليتي بودند! فقط براي خدا رفتند و حسرت و آهي از ته دل گذاشتند براي ما كه عجب ابر مرداني بودند...!!! و ماند براي ما يك اي كاش ديگر! تازه آدم ديوانه ميشود وقتي ميشنود تمام شهدا در قيامت به مقام حضرت عباس (ع) غبطه ميخورند...!!! اينجاست كه ديگر ناي حسرت هم برایمان نميماند ، عقب ماندن از قافله جهاد براي خدا...

هميشه جاهاي خيلي حساس ولايت به داد ما ميرسد! سفينة النجاة و مصباح الهدی راه را به ما نشان ميدهد؛ عجب زيبا و مدبرانه شرح دادند ميدان جهاد امروز را حضرت امام خامنه اي:

"ميدانِ امروز، ميدان پيچيده ‌ترى است. رفتن در عرصه‌ى جنگ و قتال و مبارزه كردن و مسئوليت به عهده گرفتن، بعد هم به شهادت رسيدن يا جانباز شدن، يا به سلامت برگشتن، حضور در آن ميدانْ كار خطرناكى است، اما پيچيدگى ندارد. حضور در ميدانِ امروز در مقابله‌ى با توطئه‌ى دشمن، حمله‌ى دشمن، و صف‌آرائى اين دو صف و دو جبهه‌ى برجسته پيچيدگى‌هائى دارد؛ ممكن است آن خطرات نقدِ آن روز، امروز نباشد، لكن پيچيدگى‌هاى بيشترى دارد. امتياز آن صحنه اين بود كه كسى كه ميرفت، خلوص واضحى از خود نشان ميداد. ورود در آن ميدان، ورود در ميدان مرگ و زندگى بود؛ شوخى نبود: هم شهامت لازم داشت، هم فداكارى لازم داشت، هم ايمان لازم داشت، هم توكل به خدا لازم داشت، و ميرفتند شهيد ميشدند. امروز در ميدانهاى مختلف، همان ايمان، همان شهامت لازم است... ؛ خلوص را بايد تضمين كنيم و در مجموعه‌ى كارها تضمين كنيد. اين يك قدرى سخت است. يك علت اينكه جهاد در ميدان مقابله‌ى با نفس و مسائل معنوى، «اكبر» ناميده شده است، همين سخت‌تر بودن كار است. در جنگ با دشمن - جنگ نظامى - انسان راحت ميتواند آن ميزان خلوص خود را و ميزان خلوص ديگران را اندازه‌گيرى بكند؛ راحت‌تر ميشود اندازه‌گيرى كرد، اينجا نه؛ اينجا، هم خود انسان دچار اشتباه ميشود، هم ديگران در شناخت انسان دچار اشتباه ميشوند..."

آري ميدان جنگ هنوز برپاست با اين تفاوت كه اينجا رزمنده شدن بسي دشوارتر است! جهاد رنگي ديگر به خود گرفته است! جهاد علمي و فرهنگي در اولويت است و فضا بسيار غبار آلود است! تمييز بين حق و باطل بسيار دشوار! آنجا دشمن رو به رو بود و اينجا تشخيص دشمن و نوع حمله از دشوارترين كارها...!!! ولي اين ميدان نيز فدايي ميخواهد؛ اگر نياز به انقلاب فرهنگي را لازم ميدانيم پس بايستي بپذيريم انقلاب فدايي ميخواهد! چطور است قدري از شهدا الگو بگيريم؟؟!!! جايگاه ايستادن و جنگيدن برايمان مهم نباشد! شانه خالي نكنيم از جهاد به بهانه اينكه در آينده در جايگاه مهمتري ميجنگيم! اين ميدان جانبازي هم دارد! گاه بسيار تهمت ها نثار شما ميكنند و تيرهاي كينه و جهالت يكمرتبه شما را نشانه ميرود!و چه زيباست كه آنگاه ندا دهيم كه اي تيرها مرا در گيريد كه تا پاي جان براي دين رسول الله ايستاده ام. ولي چه زيباست ماندن و جنگيدن، بايد خودمان را در اين ميدان خرج كنيم و به هوس فردا ننشينيم چرا كه فردا آزموني ديگر در راه است...؛آري اي جهانيان! با تمام وجود لبيك يا سيد علي را فرياد زده ايم و پا در عرصه جهاد نهاده ايم و از خدا مدد ميجويم كه بصيرت ما را در اين ميدان بسيار پيچيده بالا ببرد و توفيق فدا شدن را به ما عنايت فرمايد...

 

و چه زيبا ميگويد سيد شهيدان اهل قلم؛ شهيد آويني:

 

نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار تو را می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی وفراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی ...

اما ای دل نیک بنگر که زبان رمز چه رازی با تو باز گو ید : (کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا ) یعنی اگر چه قبله در کعبه است اما : (فا ینما تولو فثم وجه الله) پس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آورده اید ، یعنی هر کجا که پیکر صد پاره تو بر زمین افتد آنجا کربلا است نه به اعتبار لفظ و استعاره که در حقیقت هر گاه که علم قیام تو بلند شود عاشورا است ، باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره...

 

پس اي دوستان من؛ لباس رزم در اين جهاد را مقدس بدانيد چرا كه:

 ظهور نزديك است... 

 

 

روشنفكري ممنوع!!!



بسم رب الحسين(ع)

 

صل الله علي الباكين علي الحسين(ع)

 

توي ايامي هستيم كه ديگه كم كم آب رو بر روي خيمه هاي ارباب ميبندند ؛ لب هاي خشك رقيه و بچه ها دل  آدم رو آتش ميزنه؛ رباب ديگه شير نداره و از زبون خشك علي اصغرش كه به بهونه شير دور لبش ميچرخونه جگرش تيكه پاره ميشه؛ يل ام البنين قمر بني هاشم شرم وجودش رو گرفته و مصيبت هاي عالم دور بهترين بنده خدا رو گرفته...

تو اين ايام تعجب ميكنم از بعضي گفته ها و پيامك ها كه دم از شعور حسيني ميزنند و موج انداختند كه حسين تشنه اشك نيست بلكه بايد بشينيم و بررسي كنيم كه...!!!!!!! آره حسين تشنه اشك نيست! حسين كشته ي اشك هاي ماست! اين روزها فقط ايام اشك بر حسين زهراست! روشنفكري در اين ايام ممنوع!!! حتي تا اين حد ميخوام بگم كه در اين روزها نشستن و خوندن حماسه ي حسيني شهيد مطهري هم جايز نيست! اين روزها فقط وقت بر پا كردن خيمه ي عزاي حسين زهراست و اشك بر مصائب سلاله ي رسول! اوناييكه دم از شعور حسيني ميزنند بايد بدونند نهايت شعور در اين ايام شور حسينيست! شيعه بايد بصير باشه و اين مدل حرفهاي روشنفكري خط دار رو دفن كنه! وصيت مادرمون زهرا(س)، خواسته ي تمام ائمه اطهار و آرزوي تمامي شهدا و صالحين در اين روزها اشك بر ماتم كربلاست. به لسان عارف سالك آيت الله بهجت احمق است هركسي كه اشك بر حسين رو در فرعيات قرار بده! واي به روزي كه به بهانه ارزيابي علمي و منطقي كربلا خيمه هاي عزاي فرزند فاطمه خلوت بشه! چقدر قشنگ نقل ميكنند امام صادق(ع) كه اگر روزي زمين از عزاداران حسين خالي بشه خداوند ملائكي رو مامور به برپايي خيمه هاي عزا ميكنه! يك قطره اشك بر حسين تمام گناهان رو پاك ميكنه...

 

شور حسینی...

 

انشاالله خدا توفيق عزاداري و اشك بر حسين(ع) رو هيچ وقت از ما نگيره كه اين بزرگترين نعمتيه كه خدا به ما داده اگر بدانيم...

امام عصر (عج) روز و شب بر مصيبت جدش حسين(ع) اشك ميريزه و انشاالله خداي حسين اجر عزاداري هاي ما رو بر تسلاي دل نازنين مهدي فاطمه قرار بده...

 و معرفت ما رو در اين ايام بالا ببره چرا كه ظهور نزديك است...

گروه خوني ما چيه؟

 

 




بسم رب الحسين

 

صل الله علي الباكين علي الحسين(ع)

 

ايام شهادت  ارباب بي كفن ، فرزند زهرا(س) حضرت اباعبدالله الحسين (ع) را به محضر صاحب عزا حضرت وليعصر (عج) ، مولا سيد علي و تمام بچه شيعه هاي با صفا و دل غمگين تسليت بسيار عرض ميكنم...

تازگي به نكته اي رسيدم كه حس كردم بايد شرحش داد و روش بحث كرد! از هر كي ميپرسم كه بهترين گروه خوني چيه ميگه : +AB !!!!! خب بنده خداها همشون اينو شنيدند! البته بعضي ها هم علمي

 ميگند! دليلشون اينه كه اين گروه خوني ميتونه همه رو قبول كنه! يا كه نه بهتره بگيم همه چيز رو قبول ميكنه! ولي من معتقدم ناب ترين گروه خوني O هستش چون فقط به يك چيز واكنش نشون نميده و قبولش ميكنه ! فقط O!!!

ما هميشه با تمام وجود حرص ميخوريم كه چرا فلاني اينجوري كرد و فلان كس با اينكه ازش انتظار نميرفت در مسير انحراف تاخت ميكنه! حتي خود ما؛ گه گاه ميشه ديگه! گناه يا اشتباه فكري و اعتقادي رو دچار ميشيم و بعد از اون فقط پشيموني...!!!

حالا واقعا چطوري اينجوري ميشه؟ اشكال از زمانه ي فريبنده و هزار رنگه؟ اشكال از ماست؟ شايدم تقدير ديگه!!؟ نه واقعا! قصه چيه؟؟؟/ تو همين  فكر بودم كه حواسم متوجه يه آدم با صفايي شد كه روي منبر روضه ي حسين فاطمه صحبت ميكرد و رسيد به اينجا كه يه روزي يه فرد بابي از كربلايي كاظم  دعوت ميكنه شام برند منزلشون و كربلايي كاظم نميدونسته كه اين بابا بابيه! (كربلايي رو كه ميشناسيد؟؟ همون آدم با صفاي بي سواد كه قرآن به قلبش نازل شد! آدمي كه تمام وجودش الهي شده بود...! ) وقتي سر سفره شام ميشينند و اولين لقمه رو كربلايي ميخوره با چندتا سرفه تمام لقمه رو بر ميگردونه! چرا؟ چون وجود كربلايي كاظم شده بود مثل گروه خوني O! ديگه بدنش جز رزق حلال و طيب هيچ چيز رو قبول نميكرد!

آره دوستان! ذهن و دل ما بايد بشه مثل ناب ترين گروه خوني! در باب سياست به قول مولا سيد علي اكتفا به سايت گردي و روزنامه خوني راه رو برا ما روشن نميكنه! ما رو بصير نميكنه! عمار نميشيم! ذات سياسي ما بايد شكل بگيره تا ديگه هر قصه ي جديد خوش رنگ و لعابي حتي برات لحظه اي گيجمون نكنه! در باب معرفت؛ وجود ما بايد الهي بشه!به قول شهيد همت هر كاري ميكنيم براي خدا باشه! اونوقته كه خدا هم گروه خوني ما رو ناب ميكنه و ديگه هر چيزي رو نميتونند به خورد ما بدند به اسم دين! اونوقته كه ميشيم كربلايي كاظم! انشاالله...

نميدونم تونستم حرفم رو بفهمونم يا نه؟ البته قبول دارم سبك نوشتن اين بارم مثل پست قبليام نيست ولي خب شما به دريا دلي خودتون ببخشيد ديگه! خواستم علمي علمي علمي ثابت كنم كه بهترين گروه خوني چيه!؟؟ و خواستم بگم بيايد احساسي و سطحي برخورد كردن رو ترك كنيم و هرچند سخت و هر چند شايد طولاني مدت ولي شروع كنيم گروه خوني خودمون رو ناب ناب كنيم تا ديگه خود به خود به هر چيز نا آشنا به گروه خوني نابمون عكس العمل نشون بديم و دفعش كنيم! تا ديگه آقا حضرت حجت(عج) و مولا سيد علي حرصمون رو نخورند...

 ايشالا تو اين ايام ضمن تلاش ما عنايت اهل بيت (سلام الله عليهم) هم نصيب ما بشه!

برو بچ! طوفاني تلاش كنيد چرا كه ظهور نزديك است...

 

مژده           مژده

 

 

به زودی با قالب جدید و

 

مطالب ناب به روز میشم

 

مرتب!

شرم...

بسم رب الفاطمه                      بسم رب العشق

به گمانم هيچ حسي در دنيا بدتر از شرمندگي نباشد! آدم دلش ميخواهد بميرد ولي بعضي شرم ها وجودش را نگيرد...

چندي پيش  با دلي پر از آرزو و نگاهي حسرت الود و منتظر؛ قدم به خانه مهدي فاطمه گذاردم ، آري خانه مهدي! اين وصفي بود كه امام جماعت با صفاي سامرا به كار برد؛ سامرا، خانه مهدي فاطمه...

شوق وصال تمام وجودم را گرفته بود، ويرانه بودن بارگاه دل شكسته ام كرده بود و لي عظمت سامرا ويراني ها را ناچيز كرده بود؛ با تکاپو خود را به ضريح بي رياي امام حسن عسگري رساندم و از شدت شوق بي تاب بودم؛ بر روي ضريح پنجره هايي هست كه ميشود داخل ضريح مطهر را ديد، وقتي به درون ضريح نگاه كردم چهار قبر نوراني چشم را خيره ميكرد، امام هادي (ع)، امام حسن عسگري (ع)،حكيمه خاتون و قبري مطهر كه نگاه به نام آن شرم تمام وجودم را گرفت؛ نرگس خاتون(س) مادر حضرت     وليعصر(عج)؛ يادم به حديث امام جعفر صادق(ع) افتاد كه ميفرمايند صبر مهدي ما در دوران غیبت  همراه با بغض و گريه است و اين اشك چشم دليل اعمال ياران آن حضرت است...

با چه رويي بايد در مقابل مادري سخن ميگفتم و حاجت ميگرفتم كه باعث حزن و اندوه فرزند او شده ام؟ هيچ چيز براي يك مادر در دنيا بدتر از غم فرزند نيست چه برسد به آنكه من اشك فرزند حضرت نرگس (س) را باعث شده ام؛ شدت شرم مرا از حرم بيرون برد و بغضي گلويم را گرفت كه هيچ اشكي ياراي شكستن آن نبود...

و اما امروز باز شرمنده شدم! شرمنده مرداني بي ادعا كه مقامي والاتر از شهادت را براي خود خرديند، به ديدار مرداني از جنس مردانگي در آسايشگاه جانبازان اعصاب و روان رفتيم كه بي ادعائيشان آنقدر بود كه مرا خرد كرد، از اينكه بعد از سالها دقايقي در كنارشان بودم صدبار تشكر كردند و بازهم شرم تمام وجود مرا گرفت؛ قفل بر دهانم زده بودند و در مقابل عظمت اراده ي  خود مرا به زانو درآوردند و چه حس بديست خجالت! بزرگي آنان و كوچكي من فضا را سنگين كرده بود، ذكر يا زهرا بر لبانشان دلم را ميلرزاند و آنگاه با تمام وجود از خدا خواستم كه اي كاش ما نيز همچون اينان و به تناسب زمان در برابر  موج سهمگين آتش در جنگ نابرابر فرهنگي دوام بياوريم و بيش از اين شرمنده خوبيها نشويم...

 

 

شهادت مادر خوبی ها حضرت فاطمه زهرا(س) را تسلیت عرض میکنم

 

 

 

شرمنده همه دوستان خودم که بعد از مدتها به روز کردم و این چیزی نبود جز خواست مادرم          فاطمه زهرا (س)...

برای فرج دعا کنید که ظهور نزدیک است...

سلام

بسم الله

سلام بر عشق ، سلامی به وسعت انتظار

          سلام بر شهید ، سلامی به بلندای تاریخ  ارزشها

                      سلام بر نسل انتظار ، سلامی به قداست صبرشان

                                 سلام برسیمای شهادت ، سلامی به صلابت اعتقادشان

                                             سلام بر امتداد پایداری ، سلامی به  غریبی  غربتشان  

 

و سلامی از سر جان و به مفهوم عشق و ارادت بر یگانه جایگاه والای هستی

ولایت       

 درود بر دوستان دوست داشتنی خودم که دیگه از سر خجالت نمیگم: ببخشید که نبودم یه مدت!

سال نو به همگی شما خوبان مبارک انشالله و امیدوارم که سالی پر از انتظار رو سپری کنید!!!

حرف دل بسیار است و لیاقت برا بیانش هیچ! حرفهایی که همیشه اشک داره؛ گاه به شوق و گاه به غم...

اجازه بدید قلم و ادبیات رو کنار بگذارم و خودمونی بگم از درد دل هام؛ میگم برا نسل انتظار چرا که

دلشون دریاست و انقدر زلال که به آهی و دعایی درد رو دوا میکنند...

امسال جنوب نرفتم، وسط باد شدید فکه سر تا پام خاکی نشد ، تو سه راهی شهادت گیج نشدم که کدوم طرف برم و رو کدوم خاک بیفتم و انقدر هق هق کنم تا... ، کنار اروند نرفتم تا به مهدی باکری فکر کنم و نیش خند بزنم به جهالت اونایی که می خواستند باکری و همت رو مصادره کنند! غروب شلمچه رو ندیدم و این بار دلم با ندیدنش پر پر شد... ، چمران به دهلاویه راهم نداد تا  لحظه ی شهادتش رو ببینم و فیلم قریب ترین و غریبترین مفهوم ذهنم یعنی مادر شهید رو با چشمان نمناکم حس کنم... ،امسال تنها شدم و نتونستم به محمد ابراهیم سمند الدوله  رفیق چندین و چند سالم در هویزه سر بزنم...

شرهانی ، فتح المبین ، چزابه و خرمشهر و همه و همه امسال تنهام گذاشتند و من خیلی ازشون دور بودم خیلی...!!!

اجازه بدید تو این پست زیاد حرف نزنم و انشالله قول میدم که زود زود به روز بشم تا که شاید از نسل انتظار بیش از این عقب نیفتم و البته محتاج دعای دوستانم...

برای فرج دعا کنید که ظهور نزدیک است...

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

بسم رب الحسین(ع)

 

 

آلودگی هوا بیداد میکرد٬ همه و همه بدجور به تکاپو افتاده بودند  تا که شاید راهی برای خروج از این بحران پیدا شود٬ جلسه های طولانی شکل گرفت و در پی آن مدارس و دانشگاه ها به تعطیلی کشیده شد! طرح زوج و فرد تردد بعد از مدتها خودی نشان داد٬ همایش های بزرگ کشوری فعلا کنسل! زمان برگزاری نمایشگاه ها به تعویق افتاد و آلودگی هوا همچنان بیداد میکرد...

مصاحبه ها داغ شده بود و برای خبرنگاران مجالی جز گزارش آمار و مدت زمان تعطیلی ها نبود! بزرگواری در یک مصاحبه با جدیت کامل عنوان کرد هر تصمیمی مبنی بر تعطیلی ها که کمکی به خروج از  بحران باشد اتخاذ خواهد شد! لحظه ای نگاهم به چیزی افتاد که دلم را لرزاند و چشمانم را خیره و اشک آلود کرد و آن پیراهن مشکی آن مسئول بود...

آری مدارس و دانشگاه ها و ادارات و همایشها و همه و همه تعطیل میشود جز خیمه های عزاداری     

 فرزند فاطمه(س)...

...خیمه های عزای حسین(ع) همیشه و در هر شرایطی تعطیل نخواهد شد...

<<و این بود پیام این ایام برای آنان که شاید حواسشان پرت شده بود>>

 

 

 

و باران آمد چون حسین(ع) خواست که بیاید...

 

و من مینویسم برای ولایت چون حسین(ع) خواست که بنویسم...

 

سلام٬ سلامی به گرمای عشق حسینی بر شما دیوانگان حسین(ع) و سلامی به وسعت اشکهای مهدی(عج) بر شما منتظران با بصیرت فرزند فاطمه(س)...

 

ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین رو تسلیت عرض میکنم محضر شما خوبان و این غیبت طولانی مدت من رو ببخشید و بذاریدش به پای بی لیاقتی من...

آری باز محرم آمد٬ پیراهن مشکی و پرچم های مزین به نام دلربای حسین(ع) زیباترین چیزهای است که چشم را خیره و دل را میلرزاند...

باز محرم آمد و اشک در چشمان مولایمان مهدی(عج) خجل گشت و فرزند فاطمه خون گریه میکند...

 

 

 

 

 

و اما...

جمله ای در این میان تن آدمی را میلرزاند و بار مسئولیتمان را از پیش بسی سنگین تر میکند

 

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

 

 

 

 

معنای این کلام نورانی امام صادق(ع) چه میتواند باشد؟ آیا میتوان عاشورایی بود؟ وای خدای من میتوان کربلایی شد؟ لیاقتی برای ما هست که برای حسین(ع) به میدان رویم؟ 

آری هست چرا که کلام معصوم عاری از خطاست...

 

اما چگونه...؟

 

از شما میپرسم؟ آیا قیام فرزند فاطمه(س) جز برای احیای اسلام بود؟ و آیا اسلام جدای از ولایت مفهومی دارد؟ آیا تمام مصائب وارده بر اهل بیت(سلام الله علیهم) در ازای دفاع از ولایت نبود؟ دفاع مقدسی که تا ابد یاد آن باقیست و ستاره درخشان این حماسه ها عاشورای حسینی است...

با کمی تامل میتوان درک کرد که آری ما هم میتوانیم کربلایی باشیم و عاشورایی در خور زمان بر پا کنیم به شرط  آنکه حسین زمانمان را درک کنیم و در پی شناختش٬ بیعتی تا پای جان با او ببندیم٬ و آنگاه لیاقتی برای دفاع از ولایت نصیبمان میشود که با بصیرت و اطاعت میشویم عاشورایی...

در این ایام باید معرفت حسینی خود را در حد اعلا بالا ببریم و با تمام وجود و البته از ته دل عهدی ببندیم تا نثار آخرین قطره خون در راه ولایت و مگذاریم حسین زمانمان و نائب امام زمانمان همچون کربلا تنها بماند و هوای نفس با ما آن کند که با کوفیان کرد...

 ولایت واقعیتی است که خداوند زیباتر از آن مفهومی در زمانه نیافریده و بشر هم در گذر ایام از آدم(ع) تا کنون همچون آن ندیده و چه زیباست جان خود را که امانتیست از صاحب اصلی ولایت فدا کنیم در ره ولی زمانمان

حضرت امام خامنه ای (زیده عزه)

آری زمین و زمان هر لحظه در  انتظار عاشورایی دیگر است و به حرمت و قداست همین روضه های فرزند فاطمه خدا نکند غفلت و بی بصیرتی ما را فراگیرد و شویم مورد خطاب لعنت خدا و خوبان و مقربینش که در عاشورا میخوانیم:

 

الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک

 

 

 

 

آنان که رفتند کاری حسینی کردند

 

و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند

 

والا یزیدیند ...

  

 

و یادمون نره که ظهور نزدیک است...

 

 

<<التماس دعا>>

میلاد عشق و جان

 

 

ولایی ها       ولایی ها           ولایی ها

 

 

 

 

عیدتان مبارک

 

 

 

 

میلاد با سعادت سید و سالار شهیدان

 

 

و همچنین میلاد با برکت سفینة النجاة مسلمین جهان و چراغ فروزان هدایت امت

 

 

 

 

 "حضرت امام خامنه ای(روحی فداه)"

 

 

 

 را به پیشگاه مقدس حضرت ولیعصر(عج) و تمامی شیعیان و ساکنان جبهه حق و

 

حقیقت تبریک عرض مینمایم با عشق!

  

 

 

 

 

 

فردا مولود محبوبترین رهبر دنیاست

 

فردا مولود فرزند زهراست

 

فردا مولود امید مستضعفین جهان است

 

 

 

 

شیعیان عیدتان مبارک

 

 

 

 

خیلی خیلی خیلی تشکر میکنم از دوستان خوبم خاک  و دیر میگذرد

 

بچه ها برای ظهور دعا کنید که ظهور نزدیک است...

چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟

  • غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری

 

                امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.

 

                   

 

  • اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.
  • ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».
  • سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
  • یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
  • شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
  • امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
  • امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
  • وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
  • اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.
  • در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!
  • پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.
  • تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.
  • شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید:     

                 

     <  امام خامنه ای >

 

 

                    

 

 

  • مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
  • بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
  • آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!
  • اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.

 

 

                                        سلامتی و تصلای دل نازنین

 

             حضرت امام خامنه ای

 

 

              صلوات

 

 

 

برای فرج دعا کنید که ظهور نزدیک است...

ننگ بر شما...

سلام و درود نثار عاشقان روح الله و پیروان ولایت ، درورد خدا و خوبان خدا نثار آنان که تا پای جان فریاد آزادی خواهی و عدالت جهانی را بر عرصه ی گیتی طنین انداز کردند و نامشان تا همیشه تاریخ بر کلام و اذهان هر آن کس که انسان نام میگیرد جاری و باقی خواهد ماند..

دیروز خبری از جنس عدالت و با رنگ آزادی در رسانه های ایران و جهان دلهایی را آرام و اشکهای شوقی را جاری کرد؛   "۸ کشتی با پیام صلح و آزادی و با اقلام و اجناسی برای کمک به مردم مظلوم غزه قهرمان عازم فلسطین اشغالی شدند"  آنان که دیگر بر اشک کودکان، شیون مادران و مظلومیت اهل غزه تاب نیاورده بودند، آنان که انسانیت را به درستی درک کرده بودند و غیرتشان اجازه صبر و سکوت را از آنان گرفته بود شهادت را بر خود خریدند و با امید برپایی عدالت و قلبی پر از ایمان و جسارتی مثال زدنی تصمیمی ستودنی گرفتند...

 

و امروز خبری از جنس جنایت و با رنگ خفقان دنیا را به لرزه در آورد   "کاروان صلح در راه عدالت مورد حمله ی وحشیانه ی رژیم صهونیستی قرار گرفت"     و باز هم گرگ صفتان تاریخ و آنان که لذتی جز دیدن  اشک کودکان یتیم و شیون مادران ندارند، در برابر فریاد عدالت و صلح آزادمردان تاب نیاوردند و چهره ی پست غیر انسانی خود را به رخ کشیدند و دریای خون به راه انداختند...

 

 

 

 

و اما...

 

در این حادثه ی تلخ که برایمان تکراری نیز نیست چند نکته ذهن را به خود

مشغول میکند!!!!!

 

 

بی غیرتی سران عرب!

 

بخدا قسم نمیدانم با چه واژه ای و یا چه عبارتی بی غیرتی این مرد نمایان نامرد را ابراز کنم، آخر بی غیرتی و بی خیالی هم حد دارد!  پست صفتانی که هیچ چیز جز طول و عرض شکمشان برایشان اهمیت ندارد! عرب غیرتش را به شهوتش فروخته است! باید منتظر تبریک و قهقهه های این سران شراب خوار یزید صفت هم باشیم...!! ای کاش باشیم و ذلت این موجودات بی لرزش تاریخ را هم ببینیم...

 

 

 

 

سران قتنه سبز!

 

یادتان می آید دقیقا یک سال پیش چه میگفتید؟ از شیخ بی سواد میپرسم: فهمیدی که چرا احمدی نژاد به اسرائیل گیر داده است؟ یادت می آید از همین اسرائیل و آمریکا با چه محبت و ارادتی یاد میکردی؟  و یا که نه آقای موسوی! سخنان مضحک همسر روشنفکرت را که از یاد نبرده ای؟ چطور توانستی از این پست صفتان تاریخ کمک مالی بگیری و در برابرشان خم شوی؟ تعارف نکن! تو که با بیانیه های شیوای خود از گروهک منافقین پژاک و مجاهدین حمایت مینکی! نمیخواهی برای زخمی شدن یکی از سربازان اسرائیل پیام تسلیت و برای دولت غاصب اسرائیل به جهت کشتار امروز آرزوی موفقیت کنی؟ اینها در راستای روشنفکری خانم احمقت و اصلاحاتی بودن خودت خوب جواب میدهد!

بخدا قسم شما هم در این جنایت ها شریک هستید! به دستانتان نگاه کنید، بوی خون میدهد! خون فرزندان فلسطین! خون شهدای ۸ ماه دفاع مقدس بعد از انتخابات! خون آزادمردانی که فقط برای کمک به مردم مظلوم و تنهای غزه راهی شده بودند! لعنت بر شما...

 

 

 

خوشا بحال شهدا...

 

 اینک وظیفه انسانی ما و همه ی مردم جهان این است که انزجار خود را  از این حرکت وحشیانه و دور از انسانیت و آمادگی خود را برای جبران این اقدام کثیف اعلام نماییم...

 این را نیز میگویم که بخدا قسم این پست صفتان سزای اعمال خود را به زودی زود خواهند دید! چه آنان که مستقیم در این جنایات وارد میشوند و چه آنان که با حمایت های خود این جسارت را به این حیوان صفتان میدهند...!!!

و خوشا بحال آنان که امروز نام شهید بر پرونده ی جاوید هویتشان درخشید و در این دنیای پر از ظلم راه را از بیراهه تشخیص و صراط مستقیم را تا انتها پیمودند...

 

  و ما تا نثار آخرین قطره ی خون می ایستیم چرا که ظهور نزدیک است...

 

شهید گمنام...

حضرت روح الله را بگویید بیاید، دست و بازوی سربازان مهدی فاطمه را آورده اند، بیاید و بازار بوسه را گرم کند...

 آری باز هم چند تکه استخوان آمده است، تکه هایی که استحکام نظام را تضمین کرده اند،باری دیگر پرچم سه رنگ کشور عشق به اهتزاز درآمده است، پرچمی که رنگ سرخ آن بر تابوت عطرآگین پهلوانان مرد برق میزند، بی نام و نشان هایی آمده اند که هویت ما را به رخ میکشند، هویتی که در بی هویتی روزگار کم رنگ شده استو بعضی ها عین خیالشان هم نیست٬ به راستی این چند تکه استخوان چه دارد که دل عاشقان را بی قرار و خانمان در کمین نشستگان را ویران میکنند؟!!

چند تکه استخوان و آن هم بی پلاک آمده اند! میگویند که گمنام آمده اند و زمزمه ای دردناک در دل میگوید کدامین چشم در انتظار بازگشتشان هنوز بی قرار است؟ کدام مادر شهید در کجای کشور عشق هنوز چشم انتظار گل گمگشته ای است؟ گلی که بر روی شانه های عاشقانی از نسل امروز آرام گرفته است، شانه هایی که لیاقت متبرک شدن به تابوت شهید گمنام را داشته اند...

 

 

 

ای قلم تو ناتوانی بر وصف مردانگی  مردمانی از دیار عشق که راز دلشان را فقط خدا میداند! مردانی که بر حسین(ع) اشک ریختند و دلشان حسینی بود بی سر برگشتند، مردانی که غیرت عباس(ع) اشک غیرتشان را را سرازیر میکرد و بی دست به اوج رویا سفر کردندو مردانی که فاطمی بودند و خمپاره پهلویشان را شکست و ذکر یا زهرا(س) در دم پروازشان آفاق را به هیاهو درآورد...

یادم آمد به گفته های  آن مادر شهیدی که  در فراق فرزند شهیدش اشک می ریخت و از خدا چیزی جز چند تکه استخوان نمیخواست که باری دیگر در آغوش بگیرد، و  از ملاقات جگر گوشه اش در رویای صادقه یاد میکرد، و این بار شهید گمنام بر اشکهای مادر طاقت نیاورد و راز گمنامی را اینگونه با مادر می گوید که مادر جان؛ ما بی نام و نشان ها متوسلین به مادرمان فاطمه زهرا(س) بودیم و گمنامی را از خدا خواستیم،  ای مادر؛ هر یک از شهدای گمنام به خواسته ی خود در گوشه ای از کشور عشق بر دوش مهربان قافله ای از عاشقان، تشییع و در آغوش سرزمین مقدسی به نام دانشگاه آرام میگیرند و عمل میکنند به وصیت حضرت روح الله  وبا وجود شهدا آن سرزمین مقدس به مبداء تحولات سوق پیدا میکند، و ای مادر؛ نگران نباش که هیچ گاه قبور ما خالی از زائران پاکدل نیست...

 

 

و اینگونه بر ما هویدا میشود که براستی ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا را میتوان احساس کرد...

 

 

 

 

آری آری آری چند تکه استخوان آورده اند، چند تکه استخوان به وسعت معنای عشق و اگر با چشم دل و بصیرتی شیعی بنگریم بر روی این چند تکه استخوان که عطرشان هوش را از سر میبرد هک شده است:

 

فدایی ولایت...

 

 

 

الان از پیش دو شهید گمنام اومدم و انشاالله اگر لیاقتی باشه فردا میریم و یا نه بهتر بگم میبرنمون و منت سرمون میزارند برا تشییع و تدفین... 

خیلی دلم گرفته و واقعا نمیدونم چی بگم...؟!! خدا کنه که ما هم لیاقت پیدا کنیم و بشیم:

 

شهید در راه ولایت...

 

شادی ارواح طیبه فداییان ولایت صلوات

 

 

و در پایان از تمام شهید دوستا میخوام که برای فرج دعا کنید که ظهور نزدیک است...

 

شما محکوم هستید!

سلام به همه ی بچه ولایتی ها که در ارتش حضرت سید علی تا نثار آخرین قطره خون قسم خورده اند و توسط معظم له به درجه افسری نائل گردیده اند، افسران جوانی که حضرت سید علی آنان را پیشوای خواص در جنگ نرم میخوانند...

در مدت ۸ ماه دفاع مقدس بسیار افرادی بودند که چهره واقعی خود را نشان دادند و در تب و تاب دنیایشان غرق شدند! حالا چه اولی و دومی و سومی ها که قصد غصب ولایت را داشتند، چه طلحه و زبیرها که مقام و مال از ولایت دورشان کرد و در حماقت باطل فرزندانشان چه چیزها که نبود!  و چه ابوموسی اشعری ها که نادانی در تصمیمشان و زهر آلود بودن قلمشان در نگاشتن نامه ما را آزرد...

اینان همه خیانت کردند و ما افسران جنگ نرم آنان را محکوم میکنیم؛ حکم از ما و اشاره به اجرای حکم حتی به گوشه چشمی از مولایمان حضرت سید علی!

 

 

 

شما محکوم هستید! 

 

 

 

سران فتنه!

بالاترین حد جرم برای شماست! ما شما را اولی و دومی و سومی میخوانیم و لعنت شیعه تا ابد برای شماست؛ برگشتی برایتان نیست چرا که جرم شما خیانت و آن هم خیانت به ولایت است! شما به نماد ائمه اطهار هم خیانت کردید! روزی رنگ سبز برایمان ارزش بود و با دیدن آن قوت قلب میگرفتیم و حالا از دیدن آن نفرت انتقام در دلمان شعله میکشد! شما به ایران و ایرانیان هم خیانت کردید! رای این ملت را زیر پا گذاشتید و هوای نفستان خساراتی عجیب بر ما وارد کرد! براستی لعنت خدا بر شما باد که پست ترین افراد نزد خدا و  بندگان خدا هستید...

بنا بر خیانت و گستاخی شما به مقدسات:

 

 

شما محکوم به نابودی هستید!

 

 

 

علی اکبر هاشمی رفسنجانی!

 

روزی شنیدن نام هاشمی دلمان را آرام و خیالمان را راحت میکرد؛ تو نزدیکترین افراد به امام راحل و مولا سید علی بودی! تو آرامش دل بچه بسیجی ها بودی! چرا این چنین خیانت کردی؟ چه داشت این دنیا که ولایتت را به آن فروختی؟ آقای هاشمی خیانت تو سنگین است! تو به امید و آرزوی ما خیانت کردی! تو به اعتماد ولی ما خیانت کردی! خیانت تو حضرت روح الله را نیز آزرد! تو، چگونه طلحه و زبیر شدن را به ما نشان دادی! فرزندان تو مولای ما را "تو" خطاب کردند و گستاخانه او را تهدید کردند و تو فقط نگاه کردی! از بیت المال دزدیدند و با آن مال دزدی سران فتنه را مجهز به ابزار خیانت کردند و تو خودت را به نفهمی زدی! به خیابان آمدند و در دید دوربین های فتنه انگیز، زدند و شکستند و در عاشورا به حسین فاطمه(س) و حسین زمانمان اهانت کردند و تو فقط سکوت کردی!

خیانت تو هیچ گاه فراموش نمیشود و حکم تو را حضرت روح الله بایستی صادر کند چرا که تو به دل ها و آرزوها خیانت کردی و بدتر از آن! تو با آگاهی تمام خیانت کردی!

بنا بر خیانت نا بخشودنی شما:

 

 

محکوم به فراموشی هستی با نفرت!

 

 

آقا محسن!

 

تو دیگه چرا! چند سالی بود با خاطرات ۸ سال دفاع مقدس داشتیم تمرین میکردیم که ماجرای جام زهر را فراموش کنیم که تو باز هم نامه نوشتی؟!! به نوشاندن جام زهر به مولای زمانه ات عادت داری؟ خدا کند در زمان حیات تو مهدی(عج) نیاید که بی شک و بنا بر سوابقت باز دست به قلم میشوی و این بار برای مهدی فاطمه(س) نامه مینویسی و جام زهر را تعارف میکنی! مگر تو همان فرمانده همت و باکری نبودی؟ چه شد که احمد کاظمی شهادتش را از دعای ولایت به دست آورد و تو با حماقت بی مثال خود به گستاخی با ولایت حرف زدی! در کجای تاریخ یک سرباز صفر "که سابقه خوبی هم ندارد" برای فرمانده خود تعیین تکلیف کرده که تو این جسارت را کردی؟ آقا محسن تو هم خیانت کردی و ما باز  سربازان بی لیاقت جنگ صفین را در تاریخ دیدیم که مولای خود را به مدارا با خائنین به اسلام و ولایت فرا میخوانند...

بنا بر خیانت احمقانه شما:

 

 

محکوم به جدایی از شهدا و ارزشها هستی!

 

 

 

مولای من حضرت سید علی...

 

شما ما جوانان را افسران جنگ نرم خواندید و با عنایتی خاص تشخیص در عمل را بر عهده ما گذاشتید؛ ما دشمن و میدان مبارزه را شناخته ایم و پس از ۸ ماه دفاع مقدس اینک با تمام توان به قلب دشمن میزنیم و تا آخرین قطره خون در رکاب ولایی شما خواهیم ماند و به فرمان پذیری کامل از شما که براستی حسین زمانمان هستید قسم میخوریم...

مولای من برایمان دعا کنید که به بی بصیرتی برخی و حماقت برخی دیگر دچار نشویم! ظواهر دنیا برایمان هیچ و تنها خشنودی شما شادمان کند و هیچ گاه لیاقت بودن در رکاب شما را از دست ندهیم انشاالله...

 

 

مقام معظم رهبری:

پروردگارا بد عاقبتی کسانی که انسان فکر نمیکرد بد عاقبت شوند، دل آدم را میلرزاند؛ ما را بد عاقبت مگردان...

 

ولایتی ها برای فرج دعا کنید که ظهور نزدیک است





چشم آقا...

 

سلام! سلامی عاشقانه بر نگاه منتظر مهدی فاطمه(عج) ٬ سلامی سرشار از غرور بر صلابت مولایمان سید علی٬ سلامی به گرمای عشق بر  عاشقان مهدی فاطمه(عج)٬ سلامی به بلندای انتظار بر نسل انتظار و سلامی به طراوت بهار نثار تمام دوستان عزیزم که بدجوری این مدت با به روز نکردن طولانی مدتم شرمنده نگاهشون و مدیون الطافشون شدم...

 

به آخرای هر سال که میرسیم دو تا حس و حال بدجوری تمام وجود آدم رو تسخیر میکنه! دومی رو اول میگم و اون اینکه تمام فکرمون معطوف به این میشه که آقا سال جدید رو به چه نامی مزین میکنند!! که البته هیچ کس هم تا حالا نتونسته درست حدسش بزنه! و اول و مهمتر اینکه شرمندگی تمام وجودمون رو میگیره که نتونستیم لبیک کامل به فرمان آقامون بگیم و در اون سال نبودیم اون چیزی که باید میبودیم...

 

ولی از دوستان اجازه میخوام بگم که امسال یه جورایی خیلی فرق میکنه و ما باید لبیکی بگوییم از رنگ احساس و به بلندای معنای عشق بر ندای مولامون سید علی تا که شاید تسلایی باشیم بر دل پر درد آقامون مهدی فاطمه(عج) و اینگونه با تمام وجود و از حیث عمل فریاد برآوریم که ای فرزند فاطمه ما هنوز از نسل انتظاریم... 

 

 

 

همت مضاعف!

شاید اگر بخواهیم یکی از بارزترین خصوصیات یک شیعه و یا یک ایرانی را مثال بزنیم میتوانیم همت بالا را به رخ بکشیم! در چند سال اخیر و البته در پی رهنمودهای مقام معظم رهبری و همت بالای هم وطنان متخصصمان ایران عزیز در بسیاری از زمینه ها و رشته ها در ردیف برترین ها قرار گرفته است که به عنوان مثال میتوان از هوا و فضا٬ انرژی هسته ای٬ سلول های بنیادین٬ تولیدات داروهای خاص٬ فناوری های نظامی و صدها مورد دیگر نام برد که براستی همگی باعث افتخار و عزت ایران اسلامی است...

ولی با وجود این پیشرفتها و افتخار آفرینی ها مقام معظم رهبری فرمانی مبنی بر همت مضاعف را بر لب جاری کرده اند که این نشان از همت و بصیرت  بسیار والا و توجه ایشان به جایگاه اصلی ایران اسلامی یعنی فتح قله های علمی و صنعتی جهان است...

 

کار مضاعف!  

 

اگر اندکی هوشیار و تیز بین باشیم به سادگی در میابیم که کار مضاعف لازمه ورود به جهاد علمی و فرهنگی است و اینجاست که السابقون السابقون معنایی خاص به خود میگیرد و نیک در میابیم که اگر لحظه ای غافل شویم از خیل سربازان مهدی فاطمه(عج) و جنگجویان این جبهه حساس که به فرموده مولایمان سید علی صدها مرتبه سخت تر از جنگ تحمیلی است عقب خواهیم ماند...

 

چشم آقا...

 

و حال با نیت تسلای قلب نازنین مهدی فاطمه(عج) و با اراده ای استوار ٬ عزمی راسخ و چشمانی آکنده از اشک غیرت خطاب به مولا و مقتدایمان سید علی فریاد میزنیم:

                                چشم آقا کار و همت را مضاعف میکنیم

و به کوری چشم  تمامی خود فروختگان داخلی و مزدوران خارجی با تمام توان خود و تا نثار آخرین قطره خون در رکاب مولایمان سید علی میجنگیم و با همت و کاری مضاعف تمامی خسارت های به بار آمده از حماقت های اخیر برخی بی لیاقتان را جبران که هیچ! صدها برابر به جای آن افتخار آفرینی میکنیم تا که شاید قسمتی از وظایف خود به عنوان یک نسل انتظاری و سرباز کوچک امام زمان(عج) را به عرصه ظهور نشانده باشیم  انشاالله... 

 

در پایان هم خدمت تمام دوستان عرض کنم که برای فرج خیلی دعا کنید ظهور نزدیک است...

آرزویتان چیست...؟؟؟

با یک مقدمه تکراری از همه دوستان واقعا عذر خواهی میکنم به خاطر به رو نکردن طولانی مدتم و امیدوارم که لیاقت خدمت به اسلام و ایران در فضای سایبری ازم گرفته نشه...


در این پست من فقط و فقط یک سوال دارم از کسانی که حرف از ایران میزنند و خود را سینه چاک اقتدار و صلابت ایران میدانند! آنان که معتقدند ایران جایگاهی بسیار فراتر از موقعیت کنونی دارد و البه ما نیز در این مورد با آنان هم عقیده ایم! انان که در آغاز دم از ایران اسلامی و تحقق یافتن آرمان های امام(ره) میزنند و اکنون حذف کامل اندیشه های امام(ره) که همان ایران اسلامی است را سرلوحه عقاید چند پهلوی خود قرار داده اند! و البته از آن دسته از هم وطنانم که خود را فدایی این راه میدانند!!!

 

سوال من این است:

 

ای به اصطلاح عاشقان ایران آرزویتان چیست...؟؟؟

نمیدانم چه شده است که اینان آمریکا و بلوک غرب را سفینهّ النجاهّ ایران میدانند! طبق کدام استدلال ایران را ویران ترین کشور دنیا به حساب می آورند! جالب این است که به طور کاملا اتفاقی موضوع بیانیه ها و نطق های آقایان شباهتی عجیب به یاوه گویی های سران کشورهای غربی دارد! شما کدام دستاورد آمریکا در این منطقه را مثبت دیده اید که اینگونه برایش سینه چاکی میکنید! دیگر چقدر اتفاق ریز و درشت باید بیفتد که متوجه شوید این حرکت شما به سمت تزلزل  ایران میرود و نه عزت ایران! به راستی هدف نهای و آرزوی شما چیست؟ هیچ عقل سلیمی شما را دلسوز ایران نمیداند چرا که با دیدی باز و حماقتی تصور ناکردنی و اندیشه ای خالی از هرگونه بصیرت به سمت احقاق اهداف کثیف آمریکای خونخوار پیش میروید! اینگونه که شما تمامی افتخار آفرینی ایران و ایرانیان را کوچک و بی ارزش تلقی میکنید جای هیچ شکی برای وایسته بودن شما نیست!

قرآن به ما دستور میدهد که سیر در تاریخ و عبرت گرفتن از آن را فراموش نکنیم! در کدام برهه زمانی و در کدام کشور جهان آمریکا دستاوردی جز ویرانی و ناامنی داشته است؟ شما شده اید بلندگوی دشمنان قسم خورده این مرز وبوم! بلوک غرب ولایت فقیه را مزاحم رخنه در ایران میداند و شما با حمله به اصل ولایت فقیه جانانه به خواسته آنان لبیک میگویید! آمریکا از پیشرفت روز افزون ایران در صنعت های گونان نگران است و شما با تخریب تمامی فعالیت های صورت گرفته و زیر سوال بردن استقلال ایران در فناوری های جدید به جنگ تبلیغاتی آنان دامن میزنید! و باز هم سوال میکنم آرزوی شما چیست؟ بازگشت به دوران وابستگی؟؟؟

اتفاق واقعا بزرگی که اخیرا شاهد آن بودیم حجت را بر همه تمام کرد! دستگیری یکی از کثیف ترین تروریست های جهان به نام عبدالمالک ریگی توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) که خود سندی بر اقتدار ایران اسلامی است و اعترافات پی در پی این ملئون جایی برای بحث و حرف نگذاشته است! حمایت قاطع نظامی و مالی آمریکا از این تروریست  برای ایجاد نا امنی در ایران و البته حمایت های شباهت گونه این تروریست از برخی حرکات در ایران جایی برای شک و شبهه در اینکه آمریکا چیزی جز نابودی نظام ایران اسلامی و خورد شدن اقتدار و صلابت ایران عزیز نمیخواهد نمی ماند!

پس بیایید و رک بگویید که آرزویتان چیست؟ اگر میگویید پیشرفت ایران پس دنباله روی از دشمنان ایران به چه معناست؟ ایرانی هوشیار و عاقل است و این را در حماسه های ۹ دی و ۲۲ بهمن به وضوح برای جهانیان به رخ کشید پس دیگر دروغ نگویید و اگر پیروی از آمریکا را همچنان صحیح میدانید به شما میگوییم که آرزوی شما چیزی جز نابودی ایران اسلامی نیست...

کلامی از صمیم قلب به تمامی هم وطنان عزیزم باشد:

هیچ شکی در اینکه تمامی جوانان این مرز و بوم خواه موافق دولت و خواه مخالف آن عاشق ایران با عزت هستند وجود ندارد و اینگونه دلسوزی برای استقلال کشورمان ایران باعث افتخار است! ولی باید مراقب باشیم که چگونه انتقاد میکنیم و آیا انتقاد ما سازنده هست یا نه! در اینکه در ایران مشکلاتی کوچک و بزرگ وجود دارد جای هیچ شک و بحثی نیست و این را مقام معظم رهبری بارها فرموده اند! ولی تخریب ارزش ها و دستاوردها دردی را درمان نمیکند! تنها راه کمک به ایران به فرموده مقام رهبری داشتن بصیرت در تمامی موضوع هاست! و اگر اینگونه باشد به جرات میتوان گفت آرزوی ما جوانان ایرانی با هر سلیقه فکری چیزی جز صلابت و افتخار روز افزون ایران اسلامی نیست...

 

 

و اما نکته ای که هیچ گاه نبایستی فراموش کنیم پشتیبانی از ولایت فقیه است، کاری که عقل و شرع آن را کاملا تایید میکنند! هیچ کس در این کشور همچون مقام معظم رهبری دلسوز و متعهد به آرمان ها نبوده، نیست و نخواهد بود! نمیخواهم در اینجا وجوب ولایت فقیه را توضیح بدهم، و باید بگویم که حمایت از ایشان برای هر کسی میزانی دارد!

حرف خود را با یک حرف دل به مولایم سید علی به پایان میرسانم که آقای من ما دشمن را شناخته ایم و مرزها را مشخص کرده ایم، سلاحمان در دست و آمادگیمان در حد نهایت است! همگی گوش به فرمان فرامین ولایی تو هستیم  که در هنگام ضرورت جان نا قابلمان را فدای ولایت کنیم و اکنون نیز در جنگی که برای آن اعلام جهاد کرده ای جانانه میجنگیم و بر اینکه سربازی کوچک برای مولایمان سید علی هستیم بر خود میبالیم...

و براستی که تمامی این سست عنصران داخلی و گرگ های در کمین نشسته خارجی باید بدانند تا فداییان مولا سید علی آماده رزم و در صحنه اند آنان تمامی آرزوهای خود را به گور خواهند برد انشاالله...

برای فرج خیلی دعا کنید که ظهور نزدیک است...

کجایند مردان بی ادعا...

به آرامی قدم بر میداشت٬ غم در چهره اش موج میزد٬ نگاهی پر از حرف و معنا بر مقبره روح خدا انداخت

و بر دو زانو نشست و بوسه ای زد بر تربت آن یار سفر کرده...

 

کمی آن طرف تر ودر آن هنگام که سلامی میداد بر سرداران بی ادعای انقلاب٬ شکسته شدن ابهت دروغین شیطان بزرگ و بی صفتان داخلی بر زیر عصای او احساس میشد...

سلامی از تمنای وجود بر عمارهای تاریخ٬ سلامی که پر بود از حرف های ناگفته٬ حرف هایی که فقط و فقط مردانی بی ادعا تاب شنیدن آن را داشتند٬ مردانی که امروز همه از آنها دم میزنند و فقط دم میزنند و مردانگی آنها را به ارث نبرده اند...

آری مولایمان سید علی یادی کرد از شهیدان و امام شهیدان تا که شاید برخی از آنان که خود را به نفهمی زده اند بیدار شوند! نه اینکه ایشان نیازی به آنان داشته باشد! نه! این خواص هستند که برای ادامه حیات سیاسی خود نیاز به بیدار شدن و خروج از محافظه کاری دارند٬ چراکه همانطور که ولی فقیهمان فرمودن امروز مردم جلوتر از خواص حرکت کرده و میکنند!

آقایان خواص نیک بدانند که گذر از آنان برای ما هیچ کاری ندارد و اگر لحظه ای احساس شود که اعمال آنان خمی بر ابروی مولایمان آورده است بی هیچ ترس و شکی از آنان خواهیم گذشت و تاریخ را بر آنان تلخ رقم خواهیم زد! چه آنان که حرص قدرت چشمانشان را کور کرده است و با وجود شفافیت اوضاع به جهت حفظ منافع فرزندان و نزدیکانشان سکوتی مرگبار اختیار کرده اند و چه آنان که در کمال جسارت و با لحنی گستاخانه قصد نوشاندن جام زهر به رهبر عزیزمان را داشتند!

نمیدانم چه شده است که اینان همه چیز را فراموش کرده اند! چندی پیش یار امام(ره) بودن را شعار انتخاباتی خود کرده بودند و امروز ذره ای برای حرف های معمار انقلاب خمینی کبیر(ره) ارزش قائل نیستند! حرف های آنان آینه ای است از تصمیمات غرب برای نابودی اسلام! ولی خود را به نفهمی میزنند و دیکته های از پیش نوشته شده خود را روشنفکرانه می دانند! و بی آنکه بخواهند و یا که بدانند عروسکی شده اند در دستان پست صفتانی که نابودی استقلال ما آرزوی دیرینه ی آنان و  جهانی شدن زود هنگام ما کاووس آزار دهنده ی آنان است...

 

درد دل بسیار است و ناگفتنش بهتر! آن چیز که باید این خود فروختگان که هیچ٬ همه عالم بدانند آن است که اینجا ایران است و فداییان رهبر در آن بسیار! اگر امروز سکوت کرده ایم و تحمل میکنیم دلیلش جز فرمان رهبر عزیزمان نیست٬ و برای یک فدایی چیزی جز تسلای خاطر قلب نازنین مولایش هیچ چیز مهم نیست...

ای کاش همت ها و باکری ها بودند٬ ای کاش بهشتی ها و رجائی ها بودند٬ ای کاش صیادها و احمد کاظمی ها نمیرفتند و ای کاش عمارها و یاسر ها بودند تا که مرهمی باشند بر زخم های مولایشان سید علی...!!! آری اگر آنان بودند اینگونه ساکت نظاره گر برخی گستاخی ها نبودند و تنها هنرشان تکان دادن سر تایید بر کلام مولایشان نبود چرا که ولی فقیه امروز مرد عمل میخواهد و نه مدعی بی عمل...!!!

و کلامی با مولایمان سید علی...

آنگاه که با منظور با لحنی قریب "این عمار" را فریاد زدی قلبمان لرزید٬ آنگاه که در برابر بی حرمتی احمقان تاریخ سکوت کردی اشکمان جاری شد و این روزها که سکوت به اصطلاح حامیان ولایت را میبینیم نفرتی عمیق در وجودمان جای میگیرد و بی شک روزی نتیجه این رفتارهاشان را نشانشان خواهیم داد...

 

 

و حال با بغضی در گلو و اراده ای محکم میگوییم که مولا و آقایمان تو را تنها نخواهیم گذاشت و تا آخرین نفس در حمایت از ولایتت میکوشیم و اگر لیاقتی باشد جان نا قابلمان را فدایت میکنیم...


الان یک ساعتی هست که دهه فجر شروع شده و این ایام افتخار آفرین رو به همه ایرانیان که واقعا ایرانی هستند تبریک میگم و به کوری چشم آنان که نمیتوانند ببینند امسال پرشکوه تر و غیرتی تر از هر سال در یوم الله ۲۲ بهمن تجدید پیمانی میکنیم با محبوبترین رهبر دنیا مولایمان سید علی حسینی خامنه ای و با تمام وجود عشمون و ارادتمون به این نظام و انقلاب رو فریاد میزنیم...

جانم فدایت مولای من...

 








 

اول یه دنیا عذرخواهی و شرمندگی به خاطر به روز نکردن طولانی مدتم!


 

الان واقعا نمیدونم از کجا بنویسم! از کدوم حرف دل و یا که نه از کدوم درد بنویسم! خیلی بده آدم جلوی خواهر و برادر خودش بخواد قرار بگیره و یا که هموطنش اون رو دشمن خطاب کنه و ای کاش میدونستند که ما چقدر دوستشون داریم...

چیزی که از همه مهمتر هستش و بی شک دل مهدی فاطمه رو هم خون کرده اهانت ها و بی حرمتی های اخیر برخی منافقان کور دل و احمق بوده که بی شک قابل بخشش نیست و کینه اون در دل همه شیعه ها تا ابد میمونه و دردناکترین مورد٬ اهانت به ساحت مقدس مولایمان سید علی بود...

 

درد ودلی چند با آقایمان سید علی...

 

آنگاه که تاریخ را مرور میکنیم و به دنبال طلایه داران مظلومیت در تمامی ادوار تاریخ جستجو میکنیم٬ بی شک کسانی جز ائمه اطهار (علیهم السلام) که عصمت و مهربانیشان عالم را معطوف خود کرده است نمی یابیم و به راستی که آقای من تو فرزند فاطمه(س) و از نسل حسین(ع) هستی و همچون جد غریبت حضرت حجت(عج) در غربتی قریب مظلومیت را به خود خریده ای...

 

آیا تاریخ بر این زمان و این مردم نا اهل چه مینویسد؟ اینان که بر کوفیان لعنت میفرستند و بیرق آنان را بر تن کرده اند! اینان که بر وعده های یزید زمان آمریکای جنایتکار و انگلیسیان پست صفت لبخند زدند و به حسین زمانشان           "مولا سید علی" اینگونه جسورانه پشت کردند...!!! و وای بر آنان که از ترس قدرت و ثروتشان سکوت کرده اند و خود را به نفهمی زده اند که به راستی اینان از کوفیان هم پست تر شده اند...

 

ولی تمامی تاریخ نویسان را بگویید بنویسند اگر امام صادق(ع) یک شیعه ی تنوری مثل هارون مکی داشت ٬ الان ولایت فقیه صدها هزار جان بر کف عاشق دارد که به یک اشاره مولایشان به قلب آتش میزنند و تا آخرین قطره خون را فدای سید و آقایمان امام خامنه ای خواهند کرد...

 

اکنون دیگر بحث جناح و گروه نیست٬ صحبتی از قدرت و منصب نیست٬ نقاب ها شکسته شده و چهره واقعی عروسک گردانان این خیمه شب بازی سبز به خوبی نمایان شده است و ما نیک میدانیم که آنان هویت ما را نشانه گرفته اند٬ هویتی که طی سی سال سختی و رنج و به برکت عنایات حضرت ولیعصر(روحی فداه) به دست آورده ایم٬ و هر کسی خود را از این جبهه نفاق بیرون نکشد خشم ما  فدائیان مولای شیعیان جهان را خواهد دید...

 

آری ما نایب مولایمان مهدی(عج) را تنها نمیگذاریم٬ ایران بدون نام سید علی عزت و  معنایی ندارد٫ هر کسی در هر مقامی که باشد اگر خمی بر ابروی مولایمان سید علی آورد بداند که دنیایش را تیره و تار میکنیم...

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم                               در ره عشق جگر دارتر از صد مردیم             

هرزمان عشق حسینی به سرافتد ما را                            دور سید علی خامنه ای میگردیم

 

برای فرج خیلی دعا کنید که ظهور نزدیک است...

 

محرم آمد       مهدی جان تسلیت...

 

سلام به تمام دریادلان نسل انتظاری٬ سلامی به وسعت فدک" مهریه ی مادرم زهرا(س)"٬ سلامی عاشقانه بر آنان که در حسرت دیدار یار بال و پر میزنند و سلام من به فاطمیون٬ آنان که در تب و تاب محرمی دیگر بی تاب می شوند و در فراغ مولایشان بر مصائب حسین فاطمه اشک میریزند...

وباز هم محرمی دیگر٬ نمی دانم از شور و شوق حسینی بگویم و یا که از مصائب فرزند فاطمه٬ سردر گم مانده ام که فریاد برآورم: ای آنکه غمت از همه شادی دل انگیز تر است و یا سر در گریبان گیرم و بر زخم های تن ۳ ساله ای و گلوی پاره شده ی ۶ ماهه ای اشک بریزم و فریادی از سر غیرت برآورم٬ و یاکه نه از عمه ام زینب بگویم! همان که بر روی تل زینبیه وا مصیبتا سر داد و در محفل یزید سخنی گفت که عالم هنوز هم از شنیدن آن در حیرت است: ما راُیت الا جمیلا...

براستی که نمیتوان وصفی بر محرم و عاشورا گفت٬ ولی به گمانم می توان از آن درس هایی گرفت٬ در کربلا یک ندا طنین انداز شد و آن محبت بر ولایت بود٬ آنان ولایی بودند که آسان دل بریدند و چیزی جز تسلای دل مولایشان در ضمیرشان تداعی نمی شد٬ و خوشا به حال آنان...

حدیثی از مولایمان حسین(ع) شنیدم که تنم را لرزازند! ایشان میفرمایند:  اگر من زمان مهدی موعود را درک میکردم تمام عمر خدمتگذار ایشان بودم...  حسینی که عالم همه  دیوانه ی اوست این چنین    می گوید و ما در حال و هوای دنیایی خود فرو رفته ایم و مولایمان را در غربت مظلومانه خویش رها کرده ایم...

اما...

محرم آمد و  وقت آن است که برای دل زخم دیده ی مولایمان تسلایی باشیم و عهدی ببندیم با       مهدی فاطمه  که تا نثار آخرین قطره ی خون پشتیبان و فدایی ذریه ی زهرا(س)٬ مولایمان سید علی باشیم که براستی شادی دل حسین زمانمان "امام خامنه ای" تسلایی است بر دل پر درد             مهدی صاحب الزمان(ارواحنا فداه)...


خوب گوش کنید...

         گویا صدایی به گوش می رسد! صدایی آشنا با نوایی قریب!

                 گویا ندایی است از مهدی موعود:

 

در هنگام جاری شدن اشکهایتان در زیر خیمه ی اباعبدالله٬ برای فرج دعا کنید که ظهور نزدیک است...

آشنایی...

 

 

برای اولین مطلب دوست ندارم از خودم بنویسم و یا که بگم! دوست داشتم از غربت مولامون مهدی فاطمه بگم ولی...

 براتون میگم که چرا وبلاگی شدم! اومدم که با تمام شمایی که قلبتون بدجوری تند تند میزنه برای شنیدن انا المهدی و توی وب هاتون هم نوا میشید همراه بشم! اومدم تا منم از غربت آقام بدونم و بگم!  اینجوری مجبورم هر روز یه سری به خودم بزنم و قشنگ تر از اون دوست دارم یه عالمه دوست وبلاگی پیدا کنم!  من هیچی از طراحی وب سر در نمیارم پس مسخرم نکنید و کمکم کنید یاد بگیرم  دست همه ی اونایی رو که از شهدا میگند و از ته ته ته دل آقام مهدی فاطمه رو دوست دارند میبوسم و بگم که خیلی دلم برا حاج احمد تنگ شده...

خب دیگه فکر کنم کافی باشه دیگه! فقط بگم که:

ما اهل دلیم اشاره را می فهمیم                         راز شب پر ستاره را می فهمیم

با پنجره های بسته عادت داریم                           با هر چه دل شکسته نسبت داریم

برای فرج خیلی دعا کنید  که ظهور نزدیک است...